مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٤٣ - ١ مکانیسم اندیشه
است ولی در حرفهای اینها (مارکسیستها) باید بگوییم این تعبیرات با نوعی مجاز و مسامحه به کار میرود. به هر حال هگل از این دو اصل که هر موجودی دوره تولد و رشد و زوالی دارد، و اینکه گور هر نهادی گهواره نهاد دیگر است، نتیجه گرفته است که هر چیزی سه مرحله تز و آنتیتز و سنتز را طی میکند، که مرحله تز همان مرحله تولد و رشد است و آنتیتز مرحله زوال و نابودی و سنتز مرحله گهواره شدن گور برای نهاد دیگر است. این ریشه فکر است.
خود هگل را دیدیم که با چه زور زدنهای ذهنی میخواست اینها را درست کند. اینها هم با چند تا مثال ساده خواستند مطالب خودشان را اثبات کنند و همین مثلث «تز و آنتیتز و سنتز» را به صورت اصل فلسفی به کرسی بنشانند. و اما در مورد تکامل که فعلًا به عنوان یک اصل فلسفی و یک قاعده کلی و عمومی برای همه عالم پذیرفته شده است و ما در مباحث آینده به نحو مبسوط تری به آن خواهیم پرداخت، این را یک وقت یک فیلسوف الهی با حسابهایی نظیر حسابهای طرح شده در اسفار در مباحث «حرکت» و «قوه و فعل» و امثال اینها قائل میشود؛ در این صورت این قول میتواند مبنا و توجیه فلسفی داشته باشد، چرا که بحث، بحث فلسفی است و توجیه، توجیه فلسفی، خواه این مبنا مورد قبول باشد یا نباشد. هگل که فلسفهاش واقعاً فلسفه است، روی شالودهای که ریخته است، تکامل را توجیه میکند و چنانچه کسی فلسفه او را بپذیرد ناچار است که تکامل را به عنوان یک اصل کلی در جهان قبول کند. ولی اینها در این مسئله واقعاً درمانده هستند، زیرا هم قائل به تکامل هستند و هم نمیتوانند تکامل را با مبانی خودشان ثابت کنند؛ چون از یک طرف میگویند فلسفه علمی است، یعنی صد در صد مبتنی بر علوم است، فلسفهای که مبنای استنتاج و مبادی آن از علوم گرفته شده است، و در واقع تعمیمی است از قواعد علمی و پلی است میان مسائلی که در علوم مختلف ثابت شده است، و از مجموع آنهاست که فلسفهای به نام «فلسفه علمی» به وجود آمده؛ و واضح است که حتی در صورت صحیح بودن این مدعا هیچ وقت نمیتوان با چنین کاری فلسفهای با آن کلیتی که فیلسوفان میساختند، ساخت. از جمله مسائل این فلسفه، مسئله تکامل است، و از جمله خود مسئله تضاد است به شکلی که اینها دارند. معلوم است که با سه چهار مثالی که همیشه آنها را تکرار میکنند نمیشود اصل تضاد را به شکلی که اینها میگویند ثابت کرد. اصل تضاد یک وقت به معنای این است که عناصر جهان به نوعی با یکدیگر جنگ دارند یعنی اثر