مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٩٢ - « انسان فطری » و « انسان مکتسب »
وجدان اوست؛ ولی مکتب مادی میگوید: وجدان انسان زاییده کار اوست. اسلام میگوید: ما دو انسان داریم: یک انسان فطری که هر کسی بالفطره انسان متولّد میشود همراه یک سلسله ارزشهای عالی و متعالی بالقوّه. وقتی انسان متولد میشود، بالقوه اخلاقی است، بالقوه متدین است، بالقوه حقیقت جوست، بالقوه زیبایی دوست است، بالقوه آزاد است؛ تمام ارزشها را بالقوه در خودش دارد؛ مثل درختی است که باید به او آب و نور و لوازم دیگر رساند تا رشد کند و اینها در او به وجود آید. این «انسان فطری» است.
«انسان مکتسب» هم داریم (این از اصول معارف اسلام است). انسان مکتسب چیست؟ انسان ساخته شده با عمل خودش. انسان بعد از آن ارزشهای اولی خلقتی که دارد، در مرحله دوم با عمل خودش ساخته میشود؛ منتها دو نوع ساخته میشود: یک وقت آنچنان ساخته میشود که هماهنگ با ارزشهای فطری است، این میشود انسان راستین؛ و یک وقت ساخته میشود بر ضدّ ارزشهای فطری، این میشود انسان مسخ شده. ما در اینجا دو مکتب مادی در مقابل خود داریم، یکی مکتب ماتریالیسم دیالکتیک [١]، و دیگر مکتب اگزیستانسیالیسم [٢]. اینها هر دو در این نظر با اسلام مخالفند یعنی به انسان فطری قائل نیستند. اگزیستانسیالیسم به حکم اینکه اصلا فطرت را مخالف «آزادی» میداند، با هر نوع امر سرشتی مخالف است و فکر میکند هر نوع امر سرشتی بر ضد آزادی انسان است، پس انسان فاقد طبیعت و ماهیت است، انسان فاقد فطرت است؛ پس انسان وجود دارد و هیچ سرشت و ماهیتی و حتی هیچ فطرتی ندارد؛ هرچه که انسان انجام میدهد به حکم انتخاب خودش انجام میدهد.
مارکسیسم اینطور نمیگوید. او به چنین آزادیای اعتقاد ندارد. مارکسیسم حرف دیگری میزند، میگوید: «انسان در ابتدا هیچ چیز نیست، انسان نوعی یک انسان انتزاعی است»، آن انسانی را که اسلام میگوید: «کلّ مولود یولد علی الفطرة» [٣] (هر کسی که از مادر متولد میشود یک انسان فطری متولد میشود) [قبول ندارد]، میگوید هر کسی که از مادر متولد میشود، از نظر انسان بودن «هیچ چیز» است، همه چیز را کار به او میدهد، وجدانش را کار به او میدهد، هرچه به او داده میشود کار به
[١]. .[٢]. .[٣]. نهایه ابن اثیر، ج ٣/ ص ٤٥٧ (حدیث نبوی).