مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٣٩ - روان ناخودآگاه و اثبات اصالت روح
ناخودآگاه دو نتیجه علمی برای الهیون دربرداشت [١]. یکی از آن نتایج در خود مسئله روح بود. روان ناخودآگاه اصالت روح را بیش از پیش ثابت کرد زیرا مسلّم شد که عوارضی که در روان ناخودآگاه پیدا میشود اصلا به عالم اعصاب انسان مربوط نیست. حتی خود فروید معتقد است که بسیاری از دیوانگیها که پیدا میشود معلول بیماریهای عصبی نیست، معلول فرمان روان ناخودآگاه است.
گاهی میگویند فلان کس از غصه دیوانه شد، و واقعاً هم هستند افرادی که از غصه دیوانه میشوند. البته دیوانه به این معنا که یک حالت «خلگری» پیدا میکنند و دیگر آن غصهای که باید بخورند اصلا نمیخورند. وقتی این افراد را معاینه پزشکی میکنند هیچ عارضهای در اعصابشان مشاهده نمیکنند ولی در عین حال در عمل میبینند که کارهای خلگری میکنند.
چرا اینطور میشوند؟ این نوع افراد گاهی دچار مصیبتهای بسیار بزرگ غیر قابل تحمل میشوند. اینجاست که روان ناخودآگاه دست به کار میشود، یعنی کاری میکند که در دستگاه شعور خودآگاه اختلال ایجاد شود. در عالم خیالات و تخیلات و اوهام، عالمی برای خودش پیدا میکند و هنگامی که در عالم خیالات و اوهام رفت اصلًا هیچ فکر نمیکند که مثلًا بچهاش مرده است، چه بسا فکر میکند که او زنده است. من به بعضی از این اشخاص برخورد کردهام که در بعضی از کارهایشان فوقالعادهاند، یعنی مثل یک آدم عادی، باهوش و بافهم و زیرک هستند، ولی مع ذلک در یک سلسله مسائل این حالت خلگری را دارند. بعد از تحقیق روشن شده که اینها چنین اشخاصی هستند.
معلوم میشود که شعر این شاعر که میگوید:
ز هشیاران عالم هر که را دیدم غمی دارد | دلا دیوانه شو دیوانگی هم عالمی دارد | |