مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٣٢ - دو خصوصیت حوزه روان ناخودآگاه
بخش خودآگاه که همان بخشی است که بشر از قدیم الایام میشناخته است، و بخش ناخودآگاه که امروز سرپنجه علم توانسته است به آن دست بیندازد.
فرق روان خودآگاه با روان ناخودآگاه چیست؟ روان خودآگاه یعنی قسمتهایی از روح و روان ما که وجود آنها را در خودمان درک میکنیم و به وجود آنها آگاهیم. مثلًا در ما «احساس» به معنای حس کردن (کار حواس ظاهری) وجود دارد. چشم ما میبیند و خود ما هم آگاهیم که چشممان میبیند. قوه حافظه ما آنچه را که احساس کردهایم در خود نگاه میدارد. خود ما آگاهیم که یک قوه حافظه داریم؛ گاهی میگوییم قوه حافظهام ضعیف شده یا قویتر شده است، قوه حافظه من از قوه حافظه فلان شخص کمتر یا بیشتر است. همچنین آگاهیم که تعقل و تفکر [١] داریم، [یعنی] تفکرها داخل حوزه خودآگاه وجود ماست. در ما یک سلسله تمایلات، رغبتها، شهوتها، نفرتها، ترسها و امثال اینها وجود دارد. ما خودمان وجود اینها را احساس میکنیم. اگر در ما رغبت به مقام هست، خودمان هم وجود این رغبت را احساس میکنیم، میفهمیم که دلمان میخواهد مقام عالی داشته باشیم. در ما غضب و خشم هست، آن را هم درک میکنیم، و غرایز خود را ادراک میکنیم.
اما روان ناخودآگاه یعنی چیزهایی که از جنس و سنخ روان هست ولی با وجود این ما به آنها آگاه نیستیم و آنها را در خودمان درک نمیکنیم.
دو خصوصیت حوزه روان ناخودآگاه
حوزه روان ناخودآگاه دو خصوصیت دارد. یک خصوصیت آن این است که حاکم بر روان خودآگاه است. روان ناخودآگاه فرمان میدهد، روان خودآگاه میپذیرد. از این جهت گفتهاند [مثل ایندو] مثل یک کارخانه عظیمی است که دستگاه موتور و دستگاه انتقال نیروی این کارخانه در زیر زمین نهاده شده است و قسمتهای رویین آن که عملیات نهایی را انجام میدهد در قسمت بالا قرار دارد. آن کس که نگاه میکند، قسمت بالا را میبیند و خیال میکند که کارخانه همین قسمت بالا است؛ نمیداند که قسمت بالا تابع و مسخّر قسمت پایین است و اساس، آن قسمت پایینی
[١]. در جلسات گذشته که درباره مرحله شناسایی منطقی بحث میکردیم صحبت ما راجع به همان تفکر بود.