مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٤٨ - پاسخ شبهه پیرهون
شناخت صحیح تشخیص دهد و معیاری برای تمیز دادن شناخت غلط از شناخت صحیح در کار باشد. حال منطق تا چه اندازه از عهده این مسؤولیت و این وظیفه خود برآمده است، مسئلهای است که اگر بخواهیم وارد آن شویم از مسائل مهمتر باز میمانیم [١].
ما باید ببینیم که قرآن در این باره چه میگوید؟ آیا قرآن معتقد است که شناخت ممکن است یا قرآن هم میگوید شناخت ممکن نیست؟ تازه وقتی که شناخت ممکن باشد، چون قرآن است و مذهب است، خود شناخت در ایدئولوژی ممکن است حکمی داشته باشد و آن حکم این است که آیا شناخت مشروع است یا ممنوع؟ آیا شناخت جایز است یا ناجایز؟ دو مسئله است [یکی اینکه آیا شناخت ممکن است یا ناممکن؟ و دیگر اینکه آیا شناخت جایز است یا ناجایز؟] میدانید که در تورات مسئله به شکل خاصی مطرح شده است و از نظر ما تورات یک کتاب تحریف شده است؛ یعنی ما با معیار قرآن میسنجیم، یک مسئله را که هم قرآن نقل کرده است و هم تورات، وقتی نقل تورات را مخالف قرآن میبینیم، برای ما تردیدی نیست که بیان تورات تحریف شده است. در قرآن به عنوان یک کتاب مذهبی هیچوقت مسئله به این شکل فلسفی مطرح نمیشود که آیا شناخت ممکن است یا محال؟ بلکه باید ببینیم برداشتهای قرآن از مسائل آیا بر اساس امکان شناخت است یا بر اساس امتناع شناخت؟ آیا دستورهای قرآن بر اساس امکان شناخت قابل توجیه است یا بر اساس عدم امکان شناخت؟ و مسئله دیگر این است که آیا شناخت جایز است یا ناجایز؟
[١]. چون ما میخواهیم به این مطلب برسیم که آیا این مکتب الهی، این جهانبینی الهی که جهانبینی ماست و ایدئولوژی ما بر پایه این جهانبینی بنا شده است، بر اساس چه معیارهایی از مسئله شناخت بنا شده است؟ مسئله عمده ما این است؛ مسائل دیگر برای ما بیشتر جنبه مقدماتی دارد، یعنی آنها را تا آن حد مطرح میکنیم که برای ما لازم باشد؛ و الّا اگر بخواهیم مسئله منطق را مطرح کنیم، «منطق صورت» داریم، «منطق مادّه» داریم و منطق ارسطو مدعی است که من منطق صورت هستم، و آیا منطق ارسطو از عهده کار خودش برآمده است یا برنیامده است؛ خودش چندین جلسه وقت میخواهد و ضرورتی برای بحث ما ندارد، زیرا این بحثها فعلًا بین مادّیون و الهیون مطرح نیست.