مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣١٢ - یادداشتهای مقاله توحید
میفهمد در این کتاب که روی میز گذاشته است و یا در مجموع کتابهایی که در کتابخانه جمع شده است یک حرفها و یک مطالبی هست اما عالم لااقل یک کتاب را میخواند و تا حدی استفاده میبرد، هر چند اینشتین مدعی است که بشر بعد از همه سیرها و حرکتها بالأخره به آنجا رسیده است که با الفبای عالم آشنا شود. به عقیده او شناختن اتم شناختن الفبای عالم است. تازه او خیال میکند که تنها با قوانین اتم میشود عالم را توجیه و تفسیر کرد و شاید فرض میکند که قوانین حیات صد در صد از قوانین اتم مشتق شده است.
١١. یک مسئله که امروز مطرح است این است که: چرا در مسئله خدا شناسی با اینکه ارباب ادیان آن را امری فطری میدانند هنوز در دنیا وحدت نظر برایش حاصل نشده است؟ و حال آنکه اگر فطری میبود مثل همه بدیهیات و فطریات میبایست اختلافی در آن نباشد.
سؤال دیگر اینکه: چرا ارباب علوم هنوز نتوانستهاند وحدت نظر در این مسئله پیدا کنند، لااقل به اینکه بگویند مجهولی است غیر قابل حل؛ یعنی وحدت نظر نفیا یا اثباتا و حداقل اعتراف به عدم صلاحیت باشد؛ محاکمی که رسیدگی به [این] پرونده را در صلاحیت خود نمیدانند پیدا نمیشود، و عدهای مطلب را بدیهی میگیرند که هست، بعضی بدیهی میگیرند که نیست؛ این چه علّتی دارد؟
در جواب میگوییم: در این جهت دو عامل ممکن است دخالت داشته باشد: یکی تعصّب و تمایل به اظهار یک عقیده، حالا علت این تعصب چیست بماند؛ علّت دوم که به نظر ما عمده است سوء تفاهمهایی است که از کیفیت طرح مسئله پیدا میشود. بسیاری از مدعیان و طرفداران طوری قضیه را طرح میکنند که برای علمای فن غیر قابل قبول است؛ منکرین خدا را رد نمیکنند، آن چیزی را رد میکنند که فلان جاهل به صورت متخصص مذهب آن را طرح کرده است.