مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧٢ - ارتباط جهان بینی با ایدئولوژی
تکامل بشر در رهایی از شرایط مادی است
عرض میکنم که بشر از قدیم هر چه زمان بر او گذشته و به اصطلاح تکامل پیدا کرده رو به این سو بوده است (برخلاف نظر مارکسیستها)؛ تدریجا هرچه بیشتر از شرایط طبیعی و اجتماعی- یعنی از اینکه تابع شرایط طبیعی خود باشد- آزادتر شده است، به سوی اصالت فکر و ایدئولوژی، یعنی به سوی این جهت که خط سیرش را ایدئولوژی او مشخص کند، حرکت کرده است و انتهای این سیر تکاملی هم این است که تکامل اصلی بشر تکامل تکنیکی نیست بلکه تکامل انسانی است، و تکامل در جنبههای انسانی این است که در نهایت درجه هرچه جلوتر برود وارستگی بشر از شرایط مادی و اجتماعی- یعنی از اینکه تحت تأثیر آنها باشد- بیشتر میشود و وابستگی او به ایمان و ایدئولوژی فزونی میگیرد. این بدان معنی نیست که شرایط مادی را رها میکند و در خلأی از شرایط مادی زندگی میکند، بلکه به معنی این است که او حاکم بر شرایط طبیعی و اجتماعی میگردد. در گذشته انسان در این تأثیر متقابل محکوم بوده است ولی هرچه زمان گذشته و جلو آمده است انسان حاکم شده است.
ارتباط جهان بینی با ایدئولوژی
حالا انسانی که باید با یک ایدئولوژی زندگی کند، هر «ایدئولوژی» متّکی به یک «جهانبینی» است که آن جهانبینی ایدئولوژی را تفسیر میکند. چون انسان فکر دارد و هر ایدهای را که بخواهد پیروی کند عامل فکر باید درستی آن ایدئولوژی را تأیید کند تا شخص از آن ایدئولوژی پیروی کند، باید هر ایدئولوژی دارای یک جهانبینی باشد؛ یعنی هر ایدئولوژی یک رکن منطقی دارد که آن رکن منطقی جهانبینی آن است، و یک رکن عاطفی دارد که مربوط به احساس است. البته بهترین جهانبینی آن است که منطق آن را تأیید کند و از طرفی آن جهانبینی الهام بخش ایدههای بزرگ باشد و تضاد بین جهانبینی و ایدهها و ارزشهای آنها نباشد، بعلاوه آن جهانبینی باید آرمانخیز و قداستزا باشد. ما به یک جهانبینی بسیار عمیق نیازمندیم. پس اینها بحثهایی نیست که بگوییم چه فایده دارد.