مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٦٨ - حرکت جوهری
مقولات را ده تا دانسته است که معروف است یعنی جوهر، کمّ، کیف، أین، وضع، متی، اضافه، جده، أن یفعل و أن ینفعل؛ و بعضی دیگر مانند شیخ اشراق و صاحب البصائر النصیریة کمتر از این دانستهاند. فلاسفه جدید مانند کانت به شکل دیگر مقولات را بیان کردهاند.
مقولات، خواه ده تا باشد یا کمتر یعنی خواه ماهیات اشیاء تحت ده جنس الاجناس قرار بگیرند یا کمتر، سخن در این است که تغییراتی که در این مقولات صورت میگیرد آیا دفعی است و یا تدریجی؟
آنچه از ارسطو موروث است این است که در سه دسته از این ماهیات- یعنی ماهیاتی که تحت مقوله «کمّ» و ماهیاتی که تحت مقوله «کیف» و ماهیاتی که تحت مقوله «أین» میباشند- حرکت صورت میگیرد، یعنی تغییراتی که رخ میدهد تدریجی و زمانی و مستمر است، برخلاف هفت دسته دیگر. بوعلی یک مقوله اضافه کرده است و آن مقوله «وضع» است و در واقع بوعلی حرکت جدید کشف نکرده است، آنچه کشف کرده این است که برخی حرکات را که حکمای قبل از او از نوع حرکات أینی میدانستهاند او ثابت کرد که از نوع حرکت وضعی است. پس بوعلی وجود یک حرکت معلوم الماهیهای را کشف نکرده است بلکه ماهیت یک حرکت معلوم الوجود را کشف کرده است.
از زمان بوعلی چنین گفته میشد که در چهار مقوله حرکت واقع میشود و در غیر این چهار مقوله حرکتی صورت نمیگیرد.
از طرف دیگر چنانکه میدانیم در میان این مقولات اساسیترین مقوله، مقوله جوهر است که به عقیده ارسطو و ابن سینا و بلکه عموم فلاسفه حرکت در این مقوله محال است، همه مقولات دیگر فرع و تابع مقوله جوهرند، جوهر به منزله ذات است و همه آن نه مقوله دیگر به منزله صفات. پس بنا بر آن نظریه، هنگامی که ما به جهان مینگریم و صفات آن ذاتها را از نظر میگذرانیم میبینیم که ذاتها همه از ثبات زمانی برخوردارند و تنها در برخی صفات یعنی صفات کمّی و کیفی و أینی و وضعی حرکت صورت میگیرد، پس حرکت- یعنی تغییر تدریجی در زمان- منحصر در برخی صفات است.
با این دید هنگامی که جهان را بنگریم چهره جهان بیش از آنچه متغیر بنماید ثابت مینماید.