مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٦٦ - حرکت جوهری
معلول جلوهای از جلوات علت و شأنی از شؤون آن و اسمی از اسماء آن است. این است که میگوییم بازگشت علّیت الهی به تجلّی و تشأّن است و همین جاست که نزاع بزرگ و مستمر میان فلاسفه و عرفا از میان برمیخیزد که در درس «روابط فلسفه و عرفان» بدان اشاره کردهایم و در اینجا تکرار نمیکنیم.
اینکه همیشه علّیت را قید میکنیم به علّیت مصطلح حکمت الهی، برای احتراز از علّیت مصطلح علوم طبیعی است. همچنانکه فلاسفه مکرّر گفتهاند علت از نظر عالم فیزیک و طبیعت به معنی مبدأ فاعلی حرکت است. علت طبیعی، فاعل و معطی حرکت است نه معطی وجود، ولی فاعل مصطلح علم الهی فاعل و معطی وجود است؛ و بسیار میشود و شده است- خصوصاً در کلمات فلاسفه جدید- که ایندو را با یکدیگر اشتباه کردهاند. برای توضیح بیشتر در بعضی از قسمتهای این بحث رجوع شود به جلد سوم اصول فلسفه و روش رئالیسم.
حرکت جوهری
مسأله هفتم حرکت جوهریه است. فلاسفه یکی از تقسیمات اولیه «موجود بماهو موجود» را تقسیم به ثابت و متغیر میدانند؛ میگویند موجود یا ثابت است یا متغیر؛ موجود ثابت عبارت است از موجودی که اختلاف حال و دگرگونی در او پدید نمیآید، همواره بر آن گونه هست و خواهد بود که بوده است، ولی موجود متغیر آن است که از حالی به حالی دیگر منتقل میگردد.
موجودات عالم طبیعت به حکم اینکه عالم طبیعت عالم قوه و استعداد است و بعلاوه عالم تزاحم علل و اسباب است تغییر پذیرند ولی موجودات ماورائی به حکم مبرّا بودن از قوه و استعداد، از هرگونه تغییر مبرّا هستند.
درباره موجودات طبیعت که تغییر پذیرند یک سؤال هست و آن این است که آیا این تغییرات، دفعی و آنی صورت میگیرد یا تدریجی و زمانی؟ تغییر دفعی و آنی به نام «کون و فساد» نامیده میشود- یعنی پدید آمدن دفعی یک شئ «کون» نامیده میشود و