مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٨ - بررسی
که در آن حرکت میکند، تا ساکن فرض نشود، برایش ماهیت خاص نمیتوان فرض کرد؛ از نظر ماهیت حالتی لغزان دارد، دائما در حال عبور از ماهیات متفاوت است.
برای شئ متحرک بینهایت حد فرض میشود و بینهایت «آن» و بینهایت ماهیت. شئ متحرک در حال حرکت از لحاظ مقولهای که در آن حرکت میکند داخل هیچ «نوع» از انواع نیست، بلکه بینهایت انواع را به نحو اجمال- و نه تفصیل- و به نحو انطوا در بر دارد. اینکه شئ، بالفعل داخل در یک نوع خاص باشد، خاصیت فرد آنی و یا یک فرد مافوق زمانی است؛ اما خاصیت فرد زمانی این است که حتی یک لحظه هم در قالب یک نوع خاص قرار نمیگیرد و در عین حال جامع بینهایت انواع است [١].
مجموعاً تا اینجا چهار نظریه درباره حرکت روشن گشت به این ترتیب:
١. حرکت مطلقا محال است، به دلیل اینکه باید مسافت طی شود و چون مسافت از لحاظ ریاضی، غیرمتناهی قسمت میپذیرد و هر قسمت باید قبل از قسمت دیگر به طور متوالی طی شود، هیچ وقت به منتها نمیرسد، پس حرکت از نقطهای به نقطه دیگر محال است (نظریه زنون الیائی).
٢. اگر جسم را صرفاً از نظر ریاضی قابل انقسام بدانیم، حرکت و یا لحوق سریع به بطئ محال نیست؛ اما اگر جسم را قابل انقسامهای عینی غیرمتناهی بدانیم، لحوق سریع به بطئ- بلکه مطلق حرکت- محال است (شبهه ابوریحان).
٣. اگر جسم را از نظر ریاضی قابل انقسامات غیر متناهیه بدانیم و یا از نظر عینی قابل انقسامات غیر متناهیه بدانیم حرکت و لحوق سریع به بطئ محال نیست؛ اما اگر جسم را بالفعل دارای اجزاء غیرمتناهی بدانیم حرکت و لحوق سریع به بطئ محال است هر چند مجموع فاصلهای که به وسیله اجزاء غیرمتناهی پر شده محدود و متناهی باشد (نظریه ارسطو و ابن سینا و پیروانشان).
٤. فرضا جسم را دارای اجزاء غیرمتناهی بالفعل بدانیم، مادام که فرض این است که فاصلهای که به وسیله اجزاء غیرمتناهی پیدا شده متناهی است، نه حرکت محال است و نه لحوق سریع به بطئ (نظریه صدر المتألهین).
با بیان صدرا جواب زنون الیائی و هم جواب شبهه ابوریحان به نحوی دیگر که رساتر است و از تحلیل ماهیت حرکت ناشی میگردد داده میشود.
[١]. اسفار، مباحث «قوه و فعل».