مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٧٩
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٦٧٩
استاد: در قضایای ذهنی هم این اشکال پیش میآید.
- نه، در آنجا مورد در خود ذهن است.
استاد: از کجا میگویید مورد در خود ذهن است؟ دلیل میخواهد. شما میگویید همه چیز دلیل میخواهد. اینجا هم همین طور است. گفتیم اینکه شیء خودش عین خودش [نباشد] چنین چیزی محال است. شما وقتی میگویید انسان کلی است، حکایت میکنید از واقعیتی که در اذهان هست. انسان در ظرف ذهن متصف به کلیت است. این یک قضیه ذهنی است که با واقع مطابق است. هر قضیه ذهنی یا مطابق با واقع خودش هست یا مطابق با واقع خودش نیست. ممکن است من بگویم: «زید کلی است». این یک قضیه ذهنی است که خبر میدهم، ولی یک قضیه کاذب است؛ چرا؟ برای اینکه زید در اذهان کلی نیست. ولی وقتی میگوییم انسان کلی است، این یک قضیه صادق است، زیرا انسان در اذهان کلی است. اگر هر چیزی دلیل بخواهد این هم دلیل میخواهد: به چه دلیل زید کلی نیست ولی انسان کلی است؟ ممکن است شما بگویید بدیهی است. اگر بخواهید مسأله بدیهی بودن را پیش بکشید بدیهی بودن در آنجا هم میآید. در مثالی که قبلا گفتیم هم همین طور است. اگر شما از آن فیلسوفانی شدید که برای حس اعتبار قائل هستند و محسوسات را در زمره بدیهیات شمردید میگویید «زید ایستاده است» برای من دلیل نمیخواهد؛ چرا؟ چون من دارم به چشم خود میبینم که زید ایستاده است و حس معتبر است. اما اگر شما از کسانی بودید که حس را معتبر نمیدانند و فقط اموری را بدیهی میدانید که با وجود خارجی کاری نداشته باشد و فقط مواردی را معتبر میدانید که معانی و مفاهیم را با یکدیگر مقایسه کنیم (یا وجدانیات) در این صورت قضیه «زید ایستاده است» برای شما بدیهی نیست و صدقش نیاز به دلیل دارد.
به هر حال این مطلبی است که به مسأله ما ارتباطی ندارد. در مسأله اینکه ملاک صدق مطابق بودن با واقع است، هیچ فرق نمیکند که قضایای ذهنی را در نظر بگیریم یا قضایای خارجی را. البته ما گفتیم که تعبیر حاجی از یک جهت دیگری نارساست.
اینکه حاجی فرموده است در قضایای خارجی و قضایای حقیقی ملاک صدق مطابقت با واقع است و در قضایای ذهنی ملاک صدق مطابقت با نفس الامر است، مطلبی است که تا اندازهای نارساست.