مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٢٦ - شبهه فخر رازی
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٣٢٦
اینکه شما میگویید شکل اول بدیهی الانتاج است قابل بحث و ایراد است. لذا دو ایراد بر شکل اول وارد کرده است؛ یکی از جنبه مثبت و یکی از جنبه منفی؛ یعنی یک مثالهایی آورده است که قیاس نتیجه میدهد بدون اینکه شکل اول باشد و یک مثالهای دیگری آورده است که قیاس شکل اول است و نتیجه نمیدهد.
اما آنجایی که قیاس نتیجه میدهد بدون اینکه شکل اول باشد، میگوید یک موردش قیاس مساوات است که نتیجه میدهد بدون اینکه شرایط شکل اول را داشته باشد [١]. شکل اول نیست، ولی مثل شکل اول نتیجه میدهد. شرایط شکل اول را ندارد، در عین حال خوب هم نتیجه میدهد. وقتی ما میگوییم: «الف مساوی ب است و ب مساوی ج است پس الف مساوی ج است» این به همان نحو نتیجه قطعی میدهد که مثلا میگویید: «انسان حیوان است و حیوان جسم است پس انسان جسم است» و حال آنکه این شرطی را که شما میگویید حد وسط باید در مقدمتین تکرار بشود ندارد و حد وسط تکرار نشده است، زیرا آنچه که محمول در صغری است «مساو ل ب» است نه «ب»، اما آنچه که موضوع در کبری است «ب» است نه «مساو ل ب»؛ میگویید: «الف مساو ل ب و ب مساو ل ج». اگر گفته بودید: « [الف مساو ل ب و] کلّ مساو ل ب مساو ل ج» شکل اول بود، ولی شما میگویید: «الف مساو ل ب و ب مساو ل ج». پس این قیاس بدون اینکه شرایط شما در آن وجود داشته باشد نتیجه میدهد و خوب هم نتیجه میدهد [٢].
است که صد سال یا دویست سال دربارهاش فکر کردهاند تا بالاخره راه حل اساسیاش را به دست آوردهاند. این تشکیکات حرفهای نیش غولی که نبوده است.[١]. این باز یکی از حرفهایی است که این آقایان ریاضیون امروز ما در آوردهاند که «قیاس مساوات در منطق ارسطو مطرح نبوده است و مطلب جدیدی است و در منطق ارسطو فقط رابطه اندراجی را بیان میکردهاند و رابطه تساوی و اعظمیت و اصغریت مطرح نبوده است» و خیال میکنند مطلب جدیدی میگویند و حال آنکه فخر رازی قبل از آنها این مسأله را طرح کرده و قبل از فخر رازی خود شیخ طرح کرده و جوابش را هم داده است.[٢]. این اشکال اول را فخر رازی به همین صورت طرح کرده است که ما بیان کردیم، ولی