مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٣٥ - وجود محمولی و وجود رابط
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٤٣٥
وجود محمولی وجودی است که خودش استقلال دارد. وجودی است که به یک ماهیتی تعلق دارد یا اگر هم به ماهیتی تعلق ندارد به هر حال خودش اصالتی دارد،چیزی است که او را به موضوع نسبت میدهیم، یعنی قابل حمل شدن است، مانند اینکه میگوییم: «انسان موجود است». این وجود انسان وجود محمولی است یعنی وجود قابل حمل است. انسان موجود است، درخت موجود است، خدا موجود است؛ در همه اینها مفهوم وجود قابل حمل است و به اصطلاح دیگر یک معنی اسمی و یک معنی مستقل است.
ولی ما یک نوع وجود دیگر داریم که آن وجود، محمول قرار نمیگیرد بلکه رابط میان موضوع و محمول است، مثل آنجا که میگوییم: «زید قائم است». در «زید قائم است» وجود را بر زید حمل نکردهایم، بلکه قیام را حمل کردهایم بر زید. محمول ما در اینجا قیام است. پس «است» در اینجا چه نقشی دارد؟ «است» رابط میان زید و قیام است. فرقی که مثلا در فارسی میان «هست» و «است» میگذاریم به همین مطلب مربوط است: «زید هست» یک مطلب است، «زید قائم است» یک مطلب دیگر است، که «زید قائم است» هم در اصل همان «زید هست قائم» است که اگر ما بجای «زید قائم است» بگوییم «زید هست قائم» باز هستی را بر زید حمل نکردهایم، قیام را بر زید حمل کردهایم و هستی در اینجا به عنوان یک رابط میان موضوع و محمول قرار گرفته است.
در بعضی موارد، هم وجود محمولی داریم هم وجود رابط. مثلا اگر گفتیم «جسم سفید است» در اینجا سفیدی خودش وجود محمولی دارد، یعنی سفیدی از خودش وجودی مستقل دارد. درست است که وجودش عارض جسم است ولی وجود عارض غیر از وجود معروض است و به هر حال خودش یک ماهیت موجودی است در خارج که به جسم نسبت دادهایم. پس وقتی ما میگوییم «جسم سفید است» سفیدی وجود محمولی دارد یعنی یک وجود قابل حمل دارد بر جسم. و در عین حال اینجا یک وجود رابط هم داریم. وقتی میگوییم «جسم سفید است» در اینجا این «است» وجود رابط است؛ یک هستیای رابط واقع شده است میان جسم و این محمول (حال اینکه آیا وجود رابط در خارج وجود دارد یا فقط در
- بحث میکنیم.