مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٥ - مقایسه حرف هگل با سخن شیخ اشراق
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٩٥
کردن برای اینکه متناهی است یا نامتناهی مشکل است. اینها را میگویند مسائلی که تصورش آسان است و تصدیقش مشکل. ولی یک مسائل دیگر هست- که همیشه مسائل فلسفه از این قبیل است- که تصورش مشکل است، یعنی مشکل در این است که انسان بفهمد که اصلا این طرح چه طرحی است. در مسأله «بسیط الحقیقة کل الاشیاء» مشکل است که انسان بتواند خود طرح را تصور کند. همین قدر که توانست طرح را در ذهن خودش بگنجاند فورا میفهمد که مطلب همین جور است. مسائل منطق هم اغلب از همین قبیل است. مسائل منطق را همین قدر که انسان بتواند تصور کند فورا تصدیق میکند.
اینکه شما گفتید این مسأله بدیهی به نظر میرسد ما بعدا به حرف شما میرسیم. «کیف و بالکون عن استواء- قد خرجت قاطبة الاشیاء» که یکی از ادله اصالت وجود است همین را میخواهد بگوید، یعنی حرف شما تقریبا همان حرف است.
بنابراین وقتی که ما میگوییم از ایندو- یعنی از این دو تا که در ذهن ماست- نمیشود هر دو حقیقی باشند، یعنی در حقیقت مجزا از هم باشند، و نمیشود هیچکدام حقیقت نباشد، امر دائر است که یکی حقیقی باشد و یکی اعتباری، یا وجود اعتباری است و یا ماهیت، بدین ترتیب مسأله تقریبا راه حل خود را باز میکند. حرف شما که گفتید مسأله بدیهی به نظر میرسد همین است. شما وقتی میخواهید بگویید ماهیت حقیقی است ناچار باید بگویید ماهیت عینیت خارجی دارد، عینیت دارد، خارجیت دارد، حقیقت دارد. مگر خارجیت غیر از وجود است؟ مگر عینیت غیر از وجود است؟ پس آن چیزی که ملاک عینیت ماهیت است خود عینیت است. پس ما چیزی داریم ماورای ماهیت که نام او عینیت است، نام او حقیقت است، نام او واقعیت است، نام او وجود است، و حقیقت اوست، و اوست متن خارجیت. پس ماهیت یک امر درجه دوم است که ذهن ما آن را گرفته است.
- اگر ماهیت یک امر اعتباری صرف باشد چطور منشأ اختلاف میشود؟
استاد: این مسأله که چطور ماهیت منشأ اختلاف میشود مسألهای است که تحت عنوان «کثرت» در همین اواخر مبحث وجود میآید که معنی اینکه ماهیت منشأ کثرت است چیست؟ یعنی آیا ماهیت که منشأ کثرت میشود یک واقعیتی دارد مثل این نور که تکه تکهاش کنند (که گاهی در مثلها میگویند) یا نه، آن که میگوییم: «بکثرة الموضوع قد تکثّرا» (که بحثش را بعد میکنیم) در عین حال با اعتباریتش منافات ندارد، چون در واقع