مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٦ - وجه استدلال برای اصالت وجود
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص١٢٦
استاد: حالا عرض میکنم که چه معنا دارد. اجازه بدهید که اول یک مثالی برایتان عرض کنم و بگویم که مطلب چگونه است.
اینها یک بحث خیلی عالی دارند به نام حرکت قطعی و حرکت توسطی، خصوصا با یکی از دو تعبیرش. اگر ما فرض کنیم که یک هواپیمایی از شمال ایران (مثلا از شوروی) دارد حرکت میکند و میآید به اینجا، این هواپیما پیوسته در حال حرکت است و در هیچ لحظهای در یک جا قرار ندارد. ولی ما بعد میآییم و بین الحدین برایش قرار میدهیم و تمام جلگه خراسان را برای خودمان یک شیء و یک مکان حساب میکنیم و میگوییم «جلگه خراسان»- که این یک نوع قرار داد است- و میگوییم یک ساعت است که این هواپیما در جلگه خراسان است. این تعبیر از این لحاظ است که آن را ما بیندو حد محصور کردهایم و ما بین دو حد را ساکن فرض نمودهایم، یعنی مکان محصور بین این دو حد را به یک اسم (جلگه خراسان) و مکان محصور بین آن دو حد را به اسم دیگر (جلگه مازندران) نامیدهایم. آن وقت از نظر ما تا هنگامی که هواپیما ما بین این دو حد قرار دارد و هنوز از این دو حد رد نشده است گویی ساکن است، چون از وقتی که وارد جلگه خراسان شده است هنوز خارج نشده است و یک ساعت است که در جلگه خراسان است پس نسبت به مجموع جلگه خراسان ساکن است و اما این یک امر قرار دادی است. هواپیما نسبت به مکان خودش که همان ده یا بیست متری است که دارد ساکن نیست. اگر ما بخواهیم مقدار مکانی را که این هواپیما اشغال میکند که مثلا به طول ده یا بیست متر است در نظر بگیریم، اصلا او هیچ جای ثابت ندارد. تجربه هم نمیتواند به این برسد. اما بشر چون نمیتواند این مکان خاص و محدود را در نظر بگیرد مجبور است بیاید یک حد وسیعتری در نظر بگیرد و بودنش را از اینجا تا آنجا یک امر ساکن فرض کند. آن وقت میگوید یک ساعت است که این هواپیما در جلگه خراسان معطل است و حال آنکه او از نظر مکان خودش معطل و ساکن نیست.
یا مثلا شما بیایید مثال رنگها را در نظر بگیرید. یک شیء که از سبزی حرکت میکند میآید به زردی و از زردی حرکت میکند میآید به قرمزی، ما میگوییم ده روز است که این میوه