مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٦ - مقصود از این بحث چیست؟
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص١٧٦
«امور عامّه» که بحث وجود و عدم و ماهیت مطرح است به اعتبار اینکه بحث از وجود و ماهیت است و میخواهیم برسیم به اینکه وجودی هست که در آنجا دیگر ماهیتی در کار نیست و وجود محض است، و هم در «الهیات بالمعنی الاخص» به اعتبار اینکه این مسأله از مسائل مربوط به واجب الوجود است و با بحث الهیات بالمعنی الاخص تناسب دارد.
از جمله کسانی که این مسأله را در دو جا طرح کرده، ملا صدراست که هم در امور عامّه اسفار طرح کرده است و هم در الهیات بالمعنی الاخص، و حاجی هم در این امور از او پیروی کرده و در دو جا مطرح کرده است. ولی بهتر بود که این مسأله را میگذاشتند برای همان مبحث الهیات بالمعنی الاخص. بو علی هم این مسأله را در کتاب شفا در همان مبحث الهیات بالمعنی الاخص طرح کرده است و در مسائل امور عامه طرح نکرده است کما اینکه در اشارات هم همین کار را کرده است. گر چه کتاب اشارات امور عامّه ندارد ولی در همان نمط رابع که راجع به مسائل الهیات بالمعنی الاخص است این بحث را طرح کرده است و بهتر هم همین است.
مقصود از این بحث چیست؟
مقصود فلاسفه از اینکه میگویند: «الحق ماهیته انیته» چیست؟ حکمای بعد از بو علی یک مقدار روی این قضیه اختلاف دارند.
بعضی مثل فخر رازی و دوانی در عین اینکه عنوانشان همین عنوان «الحق ماهیته انیته» است ولی وقتی حرفشان را بشکافید میبینید که مطلب دیگری را میگویند. تحت این عنوان مطلب را مطرح کردهاند ولی تلقّیشان نفی ماهیت از واجب الوجود نیست، بلکه میگویند اشیاء که موجود هستند، همه اشیاء ذاتهای موجود هستند؛ فخر رازی و دوانی و امثال آنها مثل غزالی میگویند همین طوری که ما این اشیاء را میگوییم ذاتهایی هستند موجود و میگوییم چیزهایی هستند موجود و بین «چیز» و «وجود» فرق میگذاریم، در واجب الوجود نیز همین طور است. در این جهت فرقی بین واجب الوجود و غیر واجب الوجود نیست.
واجب الوجود هم حقیقتی است موجود که تحلیل میشود به دو معنا: ذاتی و وجودی، منتها فرقش در این جهت است که در اشیاء دیگر ماهیتها معلوم است،
معلومة الکنه است، یا لااقل قابل معلوم شدن است، مثلا میتوانیم