مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٢٧ - جواب شبهه فخر رازی
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٣٢٧
و اما آنجایی که تمام شرایط شکل اول وجود دارد و نتیجه نمیدهد، میگوید یک موردش آنجاست که مثلا میگوییم: «انسان حیوان است و حیوان جنس است».
این دو قضیه هر دو درست است ولی نتیجه نمیدهد. اگر بگوییم: «پس انسان جنس است» غلط است. «زید انسان است» درست است. «انسان نوع است» هم درست است. هر دو مقدمه درست است، حد وسط هم خیلی خوب تکرار شده است، ولی نتیجه غلط است. اگر بگوییم: «زید نوع است» غلط است. زید انسان است، انسان نوع است، اما زید نوع نیست. زید شخص است و نوع نیست. بنابراین حرفهای شما [منطقیین] بیاساس است.
جواب شبهه فخر رازی
غرض ما از ذکر این شبهه آن قسمت دومش بود که میگفت ما یک مواردی داریم که
امروزیها این را به صورت دیگری طرح میکنند، که از همین جا میتوان دید که طرز تفکر شرقی و غربی چقدر فرق میکند. او اشکال را به این صورت طرح کرده است که میگوید با اینکه حد وسط تکرار نشده است و محمول در صغری موضوع در کبری نیست بلکه آنچه موضوع در کبری است جزئی است از محمول در صغری نه تمام آن، [ولی قیاس نتیجه میدهد]. اما امروزیها قضیه را به این صورت طرح نکردهاند. اصلا کلمه «مساوی» را «محمول» فرض نکردهاند.
بلکه آن را «نسبت» فرض کردهاند. در کلمات امثال راسل مسأله به این شکل مطرح شده است که ما وقتی ب را بر الف حمل میکنیم یعنی وقتی میان الف و ب نسبت برقرار میکنیم این نسبت بر چند نوع است: یک نوع نسبت، نسبت اندراجی است مثل آنجا که میگوییم: «الف ب است». یک نوع نسبت دیگر نسبت تساوی است مثل آنجا که میگوییم: «الف مساوی ب است». در اینجا هم باز ب محمول است نه اینکه «مساو ل ب» محمول باشد، ولی نسبت فرق کرده است. کأنّه قضیه به این شکل است که وقتی میگوییم: «انسان حیوان است» گفتهایم انسان مندرج تحت حیوان است، و وقتی میگوییم: «الف مساوی ب است» گفتهایم الف با ب مساوی است. در آنجا محمول «حیوان» است و نسبتش اندراج است و در اینجا محمول «ب» است و نسبتش «تساوی» است: که حالا این هم باز قابل بحث است و خیلی خوب هم قابل بحث است.