مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٢٥ - بیان دیگری در پاسخ به این شبهه ( جواب سوم )
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٥٢٥
استاد: نه، میگویند اصلا معنی «موجود» این است. این دلیل بر اصالت ماهیت است نه مبتنی بر اصالت ماهیت. گفتیم که شیخ اشراق هم این را دلیل بر اصالت ماهیت گرفته است، تنها شیخ اشراق از این [استدلال] آن شق را نتیجه گرفته است که وجود معدوم است، اینها نتیجه گرفتهاند که نه، وجود معدوم هم نیست، پس «حال» است. لازمه حرف هر دو این است که آنی که اصالت دارد ماهیت است و ماهیت هم ذی وجود است اما وجود نمیتواند ذی وجود باشد. شیخ اشراق گفته است پس وجود معدوم است مثل هر امر اعتباری دیگری؛ اینها گفتهاند نه، وجود معدوم هم نمیتواند باشد پس «حال» است.
ولی هر دو تکیهشان بر این است که اصلا معنی «موجود» یعنی ذی وجود یعنی ماهیت.
لازمه حرف هر دوشان اصالت ماهیت است.
پس این حرف مبتنی بر اصالت ماهیت نیست، بلکه دلیلی است بر اصالت ماهیت. گفتیم که شیخ اشراق هم همین را دلیل گرفته است بر اعتباریت وجود، که میگویند نتیجهاش اصالت ماهیت است.
- چون اشکالی که در ذهن بنده هست این است که من این متحد بودن مبدأ اشتقاق با مشتق را خوب متوجه نمیشوم. مثلا من اینطور در ذهنم تصور میکنم که ما نمیتوانیم بگوییم که عالم و علم هر دو یک چیز است منتها به دو اعتبار، چون وقتی که ما میگوییم «عالم» یک «ذات ثبت له العلم» را هم به طور ضمنی یا به طور غیر صریح در کنارش فرض کردهایم. مثل این است که (البته ممکن است مثال بنده خوب نباشد و اشکال هم در همین مثال باشد) ما یک وقت میگوییم «شمع» و یک وقت میگوییم «شمعدان». وقتی میگوییم «شمعدان» ما در اینجا غیر خود شمع یک پایهای فرض کردهایم که ثابت است و این شمع روی آن استوار شده است. وقتی هم که میگوییم «عالم» در اینجا یک فردی را که غیر علم است در نظر گرفتهایم و لو اینکه حالا آن را در بین پرانتز گذاشتهایم و اسمش را نمیآوریم که مثلا زید است یا عمرو است، و میگوییم «عالم»، ولی در عین حال در اینجا چنین ذاتی را فرض کردهایم. یک چنین اشکالی در ذهن من هست.
استاد: جواب شما را دادهاند. در درس پیش هم گفتیم الآن ما عالمی داریم یعنی انسانی داریم عالم، این علم قائم به انسان است. اگر فرض کنیم (که این فرض وقوع ندارد وممکن است کسی هم بگوید محال است، گر چه به یک اعتبار محال هم نیست) که یکدفعه یک قدرت معجزه آسایی بیاید و علم را از عالم بگیرد (همانی را که میگویید