مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٥ - بطلان نظریه کثرت وجود
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٢١٥
در بحث «اشتراک وجود» گفتیم که بدون شک وجود مشترک [معنوی] است؛ مشترک لفظی نیست. این مطلب را به دلایل بسیار واضح و روشن ثابت کردیم، که در اینجا دیگر تکرار نمیکنیم. پس در اینجا ما فعلا این مطلب را قبول داریم که وجود از نظر مفهومی مشترک معنوی است؛ یعنی این لفظ برای یک مفهوم عام وضع شده است که این مفهوم عام بر مصادیق غیر متناهی حمل میشود. همین جاست که بر بطلان نظریه کثرت وجود برهان اقامه میکنند؛ میگویند اگر حقایق وجودی، حقایق متباین باشند، یعنی اگر مصداقها متباین باشند و هیچ وجه مشترک و سنخیتی میانشان نباشد آن وقت چگونه ممکن است یک معنی واحد عام بر اموری صدق کند که میان آنها هیچ وجه مشترک وجود ندارد؟
بیان روشنتر مطلب این است که میگوییم آیا حمل یک مفهوم بر یک مصداق مناط میخواهد یا نمیخواهد؟ اگر مناط نمیخواهد پس باید هر مفهومی بر هر معنایی صدق کند، پس باید لفظ حجر، هم بر این شیشه صدق کند، هم بر آن گیاه و هم بر انسان و انسان هم بر او، و چون چنین چیزی محال است پس هر مفهومی بر هر مصداقی که صدق میکند یک ملاک و مناط میخواهد، یعنی در این مصداق چیزی
لفظ است.
استاد: این بحث که به اصطلاح اسمیون اصلا «کلی» به طور کلی لفظ است، بحث دیگری است که اصلا منکر کلی هستند در همه جا.
- ولی در عین حال اگر هم بگوییم وجود مشترک معنوی است باز یک اشکال پیدا میشود، زیرا اگر بگوییم وجود مشترک معنوی است یعنی وجود یک امر کلی است و این کلی باز داخل در ذات افراد میشود ولی وجود که داخل در ذات افراد نیست.
استاد: نه، شما در باب کلی میخوانید «کلیات پنجگانه». سه تای از اینها را میگویید داخل در ذات افرادند؛ دو تای دیگر را میگویید خارج از ذات افرادند یعنی عرضیاند.
بسیار خوب؛ مفهوم وجود هم نسبت به افراد خودش اینچنین است؛ یعنی یک مفهوم انتزاعی است.
- پس باید بگوییم عرضی است.
استاد: قهرا این جور است، بله، مفهوم وجود یک مفهوم عرضی است؛ همه میگویند که مفهوم وجود یک مفهوم عرضی است.