مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٤ - اصالت وجود ( فرض چهارم )
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٧٤
نطفه یک انسان مذکر یک مفهومی و یک اضافهای انتزاع میکنید و اسمش را میگذارید «پدری». شما الآن میگویید من پدر این شخص هستم، ولی اگر شما را در لابراتوار ببرند میتوانند «پدری» را پیدا کنند؟ مسلّم است که اگر تمام زیست شناسان بخواهند این پدری را پیدا کنند نمیتوانند. «پدری» یک مفهومی است که از یک جریان عینی دیگر انتزاع شده است. آیا وجود نطفه در تخمدان معنایش پدری است؟ نه. آیا عمل مباشرت معنایش پدری است؟ نه. آیا چیز دیگری به او اضافه میشود که پدری به وجود میآید؟ نه. بلکه از مجموع اینها- وقتی که این بچه به وجود آمد- مفهوم پدری انتزاع میشود؛ یعنی پدری یک مفهوم انتزاعی است.
حالا در اینجا هم وقتی امر دایر شد میان ایندو که ما باید یکی از ایندو را انتزاعی و اعتباری بدانیم (که در اینجا انتزاعی و اعتباری به یک معنی است) و دیگری را عینی، اگر قائل به اصالت ماهیت بشویم باید بگوییم این مفهوم هستی یک مفهومی است که ذهن از اشیاء انتزاع کرده است؛ عینیت خارجی مال همان حیثیتی است که مثلا در مورد انسان میگویید «جوهر جسمانی نامی متحرک بالاراده ناطق». این است آنچه عین عینیت خارجی است. عینیت خارجی یعنی همین. پس این کلمه هستی است که از «این» انتزاع شده است [١].
اصالت وجود ( فرض چهارم )
ولی اصالت وجودی چه میگوید؟ اصالت وجودی میگوید این ماهیات متعدد که میگویید، از قبیل
[١].- آن وقت اصالت ماهیتیها درباره تشخصات چه میگویند؟
استاد: نکته خوبی است. اتفاقا مسأله تشخصات یکی از آن مسائلی است که بنا بر اصالت ماهیت اشکال پیدا میکند و جواب ندارد. فارابی یک حرفی زده است که شاید آن کسانی که میگویند فارابی اصالت وجودی است به اعتبار همین حرف او گفتهاند. او قائل شده است که ملاک تشخص وجود است. این برقی است که در کلمات فارابی زده است که در باب تشخص یک نظری گفته است که جز با فکر اصالت وجود با فکر دیگری جور در نمیآید. به همین جهت است که گفتهاند فارابی اصالت وجودی است.
ولی همین بوعلی که بیش از فارابی اشاره به اصالت وجود دارد در باب تشخص نگفته است که ملاک تشخص وجود است. یک علتش این است که این مسأله برای آنها به این شکل مطرح نبوده است.