مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٣ - نظریه بساطت و نظریه ترکب در مشتق
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٨٣
است که [وحدت] دارای وحدت است. باز آن وحدت وحدت هم باید وحدتی داشته باشد.
وحدت آن وحدت هم باز باید وحدتی داشته باشد. پس وحدت باید حتما یک امر ذهنی و اعتباری و قرار دادی باشد؛ اگر امر حقیقی بود از تحققش تکررش لازم نمیآمد.
این مطلبی بود که شیخ اشراق گفته بود.
رد نظریه شیخ اشراق در اعتباری بودن وجود
بعدها اصالت وجودیها مثل ملا صدرا و امثال او قاعده شیخ اشراق را قبول کردهاند و گفتهاند قاعده کلّی تو قاعده درستی است؛ ما هر چیزی را فرض کنیم که حقیقت داشتنش مستلزم تکرار خودش است این نمیتواند یک امر حقیقی باشد؛ ولی اینکه شما این قاعده را بر این موارد تطبیق کردی درست نیست. مثلا در مورد وجود میگوید: یک پایه استدلال شما این است که میگویید اگر وجود حقیقی باشد باید موجود باشد. ما تا اینجا را قبول داریم. ولی اینکه میگویید اگر وجود موجود باشد باید برای وجود، وجودی باشد یعنی وجود وجودی داشته باشد، این را قبول نداریم. چرا وجود اگر بخواهد موجود باشد باید دارای وجود دیگری باشد غیر از خودش؟
اینها میگویند این اشتباه در این مسأله از یک اشتباه در یک مفهوم لغوی یعنی از اشتباه در مفهوم «مشتق» پیدا شده است.
نظریه بساطت و نظریه ترکب در مشتق
یک بحثی در فلسفه آمده است، در علم اصول هم آمده است و در منطق هم آمده است به نام بحث مشتق. این بحث، اول هم در منطق بوده است و به یک مناسبتی از منطق آمده است در فلسفه و در علم اصول هر دو، و بعد یک جایی را برای خودش گرفته است و مخصوصا در علم اصول جای وسیعی را گرفته است؛ واین بحث ظاهرا برای اولین بار از میر سید شریف جرجانی معروف که منطقی و ادیب قرن هشتم بوده است شروع شده.
این بحث از آنجا پیدا شده است که در تعریفات (که ما در منطق بابی داریم به نام باب تعریف) اگر بخواهیم شیئی را تعریف کنیم آیا به کمتر از دو کلمه میتوان تعریف کرد یا نه؟ یعنی آیا با یک چیز میشود چیزی را تعریف کرد، یا چون تعریف