مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٣٣ - دو ایراد وارد بر بیان حاجی
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٤٣٣
تنظیم از شوارق باشد [١]. به هر حال این بیان و این تعبیر از هر کس باشد به این شکل درست نیست.
بیانی که حاجی در اینجا کرده است بیان تمامی نیست، بیان ناتمامی است. بله، فرق میان عروض و اتصاف تا این مقدار که عروض یک چیز است و اتصاف چیز دیگری است، در کلمات ملا صدرا هم آمده است، اما به این تعبیر که ما سه گونه عارض داریم که یکی از آنها با معقولات اولی و یکی با معقولات ثانیه منطقی و دیگری با معقولات ثانیه فلسفی تطبیق میکند در کلمات صدرا نیز قطعا نیامده است.
دو ایراد وارد بر بیان حاجی
١. در اینجا اولا یک ایراد خیلی واضح بر حاجی وارد است و آن این است که آمده است مقسم را از اول «عارض» قرار داده است، بنابراین، این معقولات اختصاص پیدا میکند به معانی و مفاهیمی که عارض یک امر دیگر هستند، یعنی مثلا به اعراض خارجی تعلق میگیرد، چون اعراض خارجی هستند که عارضاند؛ و یا اگر در مورد جواهر هم به کار برده شود، در جایی به کار برده میشود که جزئی از جوهر را مثلا میگوییم عارض جزئی از جوهر میشود، که خودشان میگویند جنس عارض فصل میشود و فصل عارض جنس میشود در ظرف ذهن.
به هر حال حاجی مقسم را عارض قرار داده است و حال آنکه ما یک اشیائی داریم که اینها اصلا به هیچ معنا عارض نیستند. «انسان» عارض چیزی نیست.
هیچکدام از ماهیات نوعیه عارض چیزی نیستند. اینها داخل کدام دستهاند؟ در معقولات اولی یا معقولات ثانوی منطقی یا معقولات ثانوی فلسفی؟ به این ترتیبی که شما میگویید اینها داخل هیچکدام نیستند و حال آنکه به طور قطع جزء معقولات اولی هستند. تمام ماهیات داخل در معقولات اولی هستند؛ اختصاص ندارد به
[١]. [رجوع شود به شوارق الالهام، جلد اول، صفحه ٧١ و ٧٢ (در ذیل مسأله پانزدهم). در آنجا میگوید: «و اقول
التحقیق فی هذا المقام ان یقال العوارض علی ثلثة اقسام عارض یکون الخارج ظرفا لوجوده کالسواد، و عارض لا یکون الخارج ظرفا لوجوده و لکن یکون ظرفا لنفسه کالوجود، و عارض لا یکون الخارج ظرفا لوجوده و لا لنفسه کالکلیة، و الاول یکون الخارج ظرفا للاتصاف به لا محالة و یکون له ما یحاذی به فی الخارج و الثانی یکون الخارج ظرفا للاتصاف به ایضا لکن ...».]