مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨٦ - نظر علامه طباطبائی
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٢٨٦
یعنی هر صورتی که شما از شیئی دارید قبلا ذهن به یک واقعیتی رسیده و آن واقعیت را حضورا درک کرده است و از آن واقعیت که حضورا به آن اتصال پیدا کرده عکسبرداری کرده است؛ یعنی امکان ندارد ذهن این قدرت را داشته باشد که از یک معدوم مطلق عکسبرداری کند. همان طور که اگر در آیینه تصویری بیفتد یک چیزی در مقابل این آیینه قرار گرفته است و آیینه نمیتواند صورتی را که اساسا وجود ندارد از خود اختراع کند، ذهن هم نمیتواند یک صورتی را از پیش خود اختراع
استاد: بله، در مورد سایر مفاهیم هم جاری است و اینها خیلی بحثهای خوبی هم هست.
عجالتا خواستم بگویم پس ما در اینجا سه نظریه داریم:
١. نظریه اول این است که مفاهیم یعنی معانیای که در ذهن ما هست بر دو قسماند:
بعضیها از حس رسیدهاند و بعضیها جزء ساختمان عقلند و هیچ ربطی به فراوردههای حس ندارند؛ اینها برای خودشان هستند، آنها هم برای خودشان؛ آنها از خارج میآیند، اینها هم در خود ذهن هستند؛ بعد اینها با هم توأم میشوند و از ترکیب اینها معرفت و شناخت به وجود میآید.
٢. نظریه دیگر این است که نه، هر چه در ذهن است همانی است که مستقیما از حس آمده است؛ عقل و ذهن ما فقط مثل یک حوضی است که از این نهرها آب در آن ریخته میشود. هر چه ریخته میشود در آنجا، عقل جز پس و پیش کردن آنها، فصل و وصل کردن آنها، تجزیه و ترکیب آنها کاری نمیتواند بکند و حداکثر کار او این است که تعمیم بدهد؛ دیگر بیشتر از این کاری نمیکند.
٣. نظریه سوم این است که هیچیک از اینها جزء ساختمان خود ذهن نیست، ولی کار عقل هم محدود به اینکه فراوردههای حس را تجزیه و ترکیب کند و همواره فقط میان آنها رابطه برقرار کند نیست، بلکه میتواند از اینها یک سلسله معانی جدید انتزاع کند (که آن وقت این سؤال مطرح میشود که کیفیت انتزاع چگونه است). آن وقت بنابراین نظریه سرمایههای ذهن دو دسته معانی میشود: معانی دست اول که آنها را میگوییم «معقولات اولیه» و معانی دست دوم یا «معقولات ثانیه» یعنی معانیای که از معقولات اولیه انتزاع شدهاند که اگر این معقولات اولیه نبود، این معقولات ثانیه هم نبود. تمام آن مقولاتی را که کانت در مرحله دوم شناخت (مرحله فاهمه) ساختههای ذهن میداند اینها معقولات ثانیه میدانند، یعنی میگویند اینها معقولات دست دوم است، یعنی اینها معقولاتی است که ذهن ساخته است ولی از معقولات دست اول گرفته است. اگر معقولات دست اول نمیبود ذهن نمیتوانست اینها را از پیش خود بسازد.