مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١١ - ٢ وحدت و کثرت وجود
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٢١١
است. بدون شک عرفان نظری مولوی همان عرفان محیی الدین است. مثلا اصطلاح «ما عدمهاییم هستیها نما- تو وجود مطلق و هستی ما» اصلا مال محیی الدین است.
اینها از محیی الدین به مولوی رسیده است. درست است که مولوی خودش هم یک نابغه فوق العادهای است که در تشریح کردن و داستان آوردن و تمثیل کردن و حقایق را مجسم کردن نبوغ فوق العاده ای دارد، ولی فوق العاده تحت تأثیر عرفان محیی الدین است؛ و اساسا هر کس در عالم اسلام بعد از محیی الدین آمده است تحت تأثیر محیی الدین است و در واقع باید محیی الدین را پدر عرفان اسلامی شمرد.
- صدر الدین قونوی با خواجه نصیر هم معاصر بوده و مکاتبهای هم داشتهاند.
استاد: بله، اینها همه با هم معاصرند و اتفاقا فوق اغلب اینها در یک سال است.
خواجه نصیر در اواخر سال ٦٧٢ فوت کرده و مولوی در نیمه اول سال ٦٧٢، و فوت قونوی نیز در سال ٦٧٢ رخ داده است.
- صدر الدین از کسانی بوده که مهاجرت کرده است به قونیه، خودش اهل قونیه نبوده است.
استاد: نه، گویا اصلش مال همان قونیه باشد. من درست نمیدانم که اهل کجا بوده است،
ولی ایرانی نیست، مثل خود محیی الدین که ایرانی نیست.
- محیی الدین که اصلا عربی است؛ از اسمش معلوم است.
استاد: محیی الدین اصلا از اولاد حاتم طائی است؛ طائی اندلسی است. طائی است یعنی از نظر نژاد، عرب است؛ و اندلسی است یعنی مقیم اندلس بوده؛ ولی بیشتر زندگیاش در مشرق اسلامی بوده و کمتر در مغرب اسلامی بوده است. محیی الدین خیلی اعجوبه است. ملاصدرا هم همین طور. محیی الدین مثل همه نوابغ مثل خودش جز اینکه در وصف او باید گفت «شگفت» چیز دیگری نمیتوان گفت. اصلا اغلب این اشخاص در هیچ قالبی نمیگنجند. یک وقت میبینید در یک اوج اوجی هست و یک وقت میبینید در یک حضیض حضیضی هست. اصلا انسان نمیتواند این جور اشخاص را بفهمد که چگونهاند، به این معنا که اینها هیچ وقت در یک قالب مخصوص نگنجیدهاند و حرکت نکردهاند. این است که میبینید درباره این گونه افراد اظهار نظرهای متناقض میشود.
هیچ کس هم به اندازه محیی الدین در بارهاش متناقض اظهار نظر نشده است. بعضی او را از اولیاء الله و انسان خیلی کامل و قطب اکبر میدانند و بعضی او را یک کافر مرتد. او سبکش این گونه است، حرفهایش هم همین طور است. بعضی حرفهایش که از او شنیده شده