مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٣١ - حمل اولی و حمل شایع و وحدات معتبر در تناقض
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٣٣١
میبریم. میآییم یک وحدتهایی شرط میکنیم که این نقیض بتواند بجای همان رفع بنشیند. مثلا اگر گفتیم: «زید قائم فی الدار یوم الجمعة» نقیض واقعیاش این است که تمام این جمله را با یک رفع برداریم و بگوییم: «لیس زید بقائم فی الدار یوم الجمعة» به طوری که تمام این [قید] ها جزو مسلوب باشد. ولی یک وقت ما میآییم و اینها را قید سلب قرار میدهیم و «زید قائم فی الدار یوم الجمعة» را به این شکل رفع میکنیم که یک بار «لیس» را روی «زید قائم» میآوریم و میگوییم «لیس زید بقائم» و باز همین «لیس» را به «فی الدار» میزنیم و میگوییم: « [لیس زید] فی الدار ...». اگر به این نحو باشد در اینجاست که وحدات راشرط میکنیم و میگوییم اگر آن قید مکان دارد این هم باید قید مکان داشته باشد، یعنی باید وحدت در مکان باشد؛ باید وحدت در زمان باشد. اگر او زید بالقوه است این هم باید بالقوه باشد. اگر او زید بالفعل است این هم باید بالفعل باشد. اگر او زید مضاف [و مقید] است این هم باید مضاف و مقید باشد. اگر او زید مطلق است این هم باید مطلق باشد. و الّا نقیض واقعی، رفع است و نصّ عقل هم این است که: «نقیض کلّ شیء رفعه».
حالا که مطلب اینچنین است و ما این وحدتها را از آن «نقیض کلّ شیء رفعه» استنباط کردیم پی میبریم به اینکه اگر ما نقیض را به صورت رفع خود شیء نیاوریم بلکه به صورتی شبیه یک امر اثباتی بخواهیم بیاوریم یکی از وحدتهایی هم که باید در نظر بگیریم وحدت در مرتبه است، و یا به تعبیر اینجا همان مسأله حمل اولی ذاتی و حمل شایع صناعی است. ممکن است یک شیء به حمل اولی ذاتی (یعنی همان حمل در مرتبه ذات) خودش [بر خودش] صدق بکند، اما به حمل شایع صناعی (یعنی حمل بر ذات واقعیتدار که این واقعیت داشتن و وجود داشتن جزء قیدش میشود، یعنی ذات مطلق نیست بلکه ذات موجود است) نقیضش بر او صدق بکند؛ یعنی ذات موجود ممکن است مصداق خود این ذات نباشد بلکه مصداق نقیضش باشد، و چنین چیزی مانعی هم ندارد. توضیح بیشتر این مطلب را به درس بعد موکول میکنیم.