مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٤٥ - طرح یک اشکال
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٣٤٥
مختلف تعبیر کردهاند. آنچه که اخیرا متجددین [یعنی تاریخ فلسفه نویسان معاصر] از افلاطون نقل میکنند مثل را بیشتر روی یک سلسله معانی عرضی و ذهنی بردهاند و نه روی یک انواع واقعی، که قدری مشکل است، ولی از نظر مسأله حقیقه و رقیقه- که روح مثل را هم همین مسأله تشکیل میدهد- مسأله مثل افلاطونی با این نظریه خیلی شبیه است. عرفا هم تمام تکیهشان روی همین مسأله است که «صورتی در زیر دارد آنچه در بالاستی» و اینکه عوالم با یکدیگر متطابقند. این یک اصل است که عرفا به آن معتقدند؛ و اصل دیگر این است که در سیر صعودی انسان این معانی تعالی پیدا میکند. اگر شیء خارجی صرفا یک وجود دانیتر از خودش میداشت که مثلا همان وجود او در حاسّه مادی باشد (مثلا همان تصویر مادیای که در شبکیه چشم واقع میشود) محال بود که خود آگاهی یا آگاهی نفس بر آن شیء پیدا بشود. ولی وقتی که میان نفس و شیء خارجی ارتباط پیدا میشود و بعد نفس در عالم خودش متناسب با نشئه خودش مثل «این» را ولی در درجه اقوی، و مثال «این» را در درجه اقوی میسازد آن وقت آگاهی به «او» عین آگاهی به «این» میشود، چون این اوست. نه تنها از نظر ماهوی، بلکه حتی از نظر وجودی این اوست، به معنای اینکه «او» وجود کامل «این» است.
- با این بیان باید راجع به این مطلب توضیح داده شود که وقتی ما در برابر اشیاء خارجی قرار میگیریم اشیاء خارجی از حیث علمی که در ما ایجاد میشود چه نحوه علیتی دارند، چون مسلّما دیگر اشیاء خارجی برای وجود ذهنی ما به معنای «علم» نمیتوانند علت واقعی باشند.
استاد: آنها فقط علت اعدادی هستند، یعنی همان چیزی که به آن میگوییم «رابطه».
- یعنی علت اعدادیاند برای اینکه آن وجود واقعی از کجا پیدا شده است.
استاد: بله، وجود واقعی از خود نفس انشاء میشود.
- بله دیگر، نفس خلق میکند.
استاد: نفس خلق میکند.
- ایده آلیسم همین است دیگر؛ شاخ و دم که ندارد، همین است (خنده حضار)
استاد: نفس خلق میکند آن را، اما اینکه خلق میکند نه این است که خلق من عندی میکند بلکه مثل او را و مثال او را خلق میکند؛ و حتی اگر «عین» هم در اینجا میگوییم به این معناست. هیچ کس در دنیا قائل نیست [که واقعیت همان معقول است و معقول همان واقعیت است] جز هگل (که تازه هگل را به همین دلیل ایده آلیست دانستهاند