مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٤٩ - طرح یک اشکال
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٣٤٩
را میبینیم بعد هم که چشمهایمان را ببندیم و یا آن را از جلوی چشمهای ما بردارند میگوییم او الآن در حافظه ما وجود دارد. او فقط به وجود او نیاز دارد برای اینکه بتواند تصویرش را بردارد و مثالش را خلق کند، همان طور که دوربین عکاسی هم [به شیء خارجی] احتیاج دارد تا تصویر او را بردارد، همینکه برداشت دیگر به او احتیاج ندارد.
- ولی یک فرقی هم دارد.
استاد: بله، البته با آن فرق دارد.
- یعنی آن وقت در اینجا میتوانیم بگوییم که این تصویر حسی که قوای نفس از اشیاء خارجی بر میدارند برای آن علمی که در نفس پیدا میشود به منزله علّت موقعی و محلّی است.
استاد: بله، علّت اعدادی است. شک ندارد که چنین است.
- خلاصه نصف راه را این میرود و نصف راه را آن، و در آن وسط به هم میرسند.
استاد: همینطور است. ایندو به همدیگر میرسند و تا به هم نرسند و متصل نشوند محال است که تصویری به وجود آید. همین قدر که تصویر خیالی به وجود آمد، بعد در مرحله بالاتر انتزاع میشود و تصویر عقلی به وجود میآید؛ یعنی این سیر صعودی به این ترتیب است که از مرحله ماده میآید به مرحله قوه حسی، از مرحله قوه حسی میآید به مرحله خیال و از مرحله خیال میآید به مرحله عقل. همین طور این مراحل را یکی بعد از دیگری طی میکند و حتی ممکن است مراحل بیشتری هم در بین باشد که ما خودمان هم نمیتوانیم آنها را تشخیص بدهیم؛ یعنی ما داریم این منازل کلی را بیان میکنیم. ممکن است کسی در وسط اینها منازلی فرض کند که هنوز برای ما بیان کردنی نیست.
- یعنی این یک سیر اشتدادی است؛ اینها یک جاهایی است که ما تصور میکنیم.
استاد: بله؛ اینها در واقع یک جاهایی است که ما تصور کردهایم، نه بیش از این.
- بعضیها میگویند علم کیفیت «ذات اضافه» است. استاد: کیفیت ذات اضافه؟
- بله؛ یک جایی هم دیدم که گفته علم صفت ذات اضافه است.
استاد: بله، این مطلب را در این باب «وجود ذهنی» بحث نکردهاند. خود این بحث را وقتی بخواهند به مناسبت مطرح کنند، در الهیات بالمعنی الأخص، در باب صفات
*(رجوع شود به اسفار، چاپ جدید، ج ٣/ ص ٢٨٥ و ٢٩٠ و ٢٩١.)