مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٨ - بیان تفصیلی برهان
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص١٠٨
قراردادی است که ما میگوییم، مثل قراردادی که درجات حرارت را به صد درجه تقسیم کردهاند ولی در واقع و نفس الامر غیر متناهی انواع و غیر متناهی ذات عوض شده است.
حال اگر کسی بگوید بسیار خوب، این هم باشد، چه اشکالی دارد؟ جواب این است که غیر متناهی در محصوره متناهی نمیگنجد. غیر متناهی ذات در زمانهای غیر متناهی که ابتدا نداشته باشد و انتها نداشته باشد مانعی ندارد، اما اینکه غیر متناهی ذات در محصوره متناهی واقع شود امکان ندارد. بالاخره این غیر متناهی ذات در زمان عوض میشود یا در لازمان عوض میشود؟ در زمان عوض میشود، و لااقل در «آن» عوض میشود. پس این غیر متناهی ذات در غیر متناهی «آن» هایی که پشت سر یکدیگر قرار دارند باید عوض بشود در صورتی که ما میدانیم که آب در ظرف پنج دقیقه از صفر درجه حرارت به صد درجه حرارت رسید و پنج دقیقه از زمان، غیر متناهی زمان نیست، غیر متناهی «آن» نیست. پس ما چارهای نداریم از اینکه این غیر متناهی را غیر متناهی بالقوه بدانیم نه غیر متناهی بالفعل، همان طور که در خط و در کمیت و در امثال اینها ما فرض میکنیم که غیر متناهی هست ولی غیر متناهی بالقوه. مثلا ما این خط را که الآن امری است متناهی، میگوییم غیر متناهی قابل انقسام است؛ معنای غیر متناهی در اینجا یعنی اینکه اگر ما این خط را به دو نیم فرض کنیم باز آن نیمش قابل انقسام به دو نیم است و باز هر نیم قابل انقسام به دو نیم است. این برمیگردد به فرض ذهن ما ولی واقعیت خارجی یک امر متصل واحد است. واقعیت خارجی امر متصل واحد است ولی امر متصل واحدی است که قابلیت انقسامات ذهنی غیر متناهی را دارد. آن واقعیت خارجی نمیتواند الآن غیر متناهی اجزاء باشد، یک غیر متناهی محدود نمیتواند بالفعل غیر متناهی اجزاء باشد [١].
[١]. این یک بحثی است که البته یک قسمتش و شاید جامعتر از جاهای دیگر در مقاله «پرسشهای فلسفی ابو ریحان از بوعلی» مورد بررسی قرار گرفته است. یکی از سؤالاتی که ابو ریحان بیرونی از بوعلی کرده درباره جزء لا یتجزّی است در مورد جسم؛ میگوید چرا ارسطو نظریه جزء لا یتجزی را رد کرده است و حال آنکه نظیر همان ایرادی که بر