مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣٧ - تاریخچه بحث « وجود ذهنی »
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٢٣٧
تاریخچه بحث « وجود ذهنی »
اکنون باید وارد تاریخچه این مسأله بشویم. بحث وجود ذهنی یک تاریخچهای در میان مسلمین دارد کما اینکه تاریخچهای هم در دنیای اروپا دارد که در دنیای اروپا به عنوان بحث شناخت و بحث معرفت است.
مسأله وجود ذهنی یک مسأله جدید است در دنیای اسلام؛ یعنی در آن ابتدا که فلسفه یونان ترجمه شده است بحثی به نام «وجود ذهنی» وجود نداشته است. مثلا در کتب فارابی حتی لفظ «وجود ذهنی» هم نیست تا چه رسد به اینکه بابی تحت این عنوان باشد. در تمام کتب بوعلی هم همین طور است. در کتب بوعلی بحث علم مطرح شده است ولی بحثی به نام وجود ذهنی مطرح نشده است. در کلمات شیخ اشراق هم من یادم نیست که بحث وجود ذهنی وجود داشته باشد. اما در کتاب تجرید خواجه نصیر الدین طوسی این بحث مطرح شده است. آن کسی که به نظر میرسد برای اولین بار بحث وجود ذهنی را [با این عنوان] طرح کرده است [فخر رازی و سپس] خواجه نصیر است. البته قهرا این مباحث تدریجا پیدا میشود؛ یعنی یک مسائلی طرح میشود و بعد یکمرتبه به جایی میرسد که ناچار یک باب مستقل برای آن باز میشود؛ یعنی مواد این مباحث در کلمات فلاسفه پیشین وجود دارد و بعد به شکل جدید و تحت عنوان یک باب مستقل طرح میشود. مثلا مدعایی که اینها در باب وجود ذهنی دارند در ضمن کلمات بوعلی وجود دارد؛ یعنی این مسأله برخلاف مسأله اصالت وجود است که اصلا آن مدعا را نمیشود به گردن آنها گذاشت. این مدعا در کلمات بوعلی هست ولی بوعلی آن را به صورت یک مسألهای که لازم است طرح کند و برهان بر آن اقامه نماید و با مخالفینی درگیر شود مطرح نکرده
اعتبار ذهن است و تحقق ندارد، بلکه وجود است که در خارج تحقق دارد و ماهیت انتزاع است و حد وجود است؛ آن وقت در این بحث وجود ذهنی گفته میشود که یک ذاتی هست که ماهیتش هم در ذهن است و هم در عالم خارج؛ چگونه میان این دو حرف وفق داده میشود؟
استاد: به این مطلب توجه دارم؛ بعد آن را عرض میکنم. در آنجا که خواستیم سهم عرفا را در این مسأله عرض کنیم این اشکال را مطرح کرده و پاسخ میدهیم.