مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٧٦ - کثرت طولی و کثرت عرضی
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٤٧٦
اعتبار اینکه این وجود انسان و آن وجود فرس است؛ یعنی اگر اینطور نبود که این وجود انسان بود و آن وجود فرس، اگر این دو ماهیت در کار نبود و هر دو ماهیت یک ماهیت میبود قهرا یا انسان وجود داشت یا فرس؛ ولی اینجا که وجود، دو وجود شده است و وجود انسان غیر از وجود فرس شده است به اعتبار این است که متعلق این وجود در یک جا انسان است و در جای دیگر فرس.
بهتر است مثال دیگری از همین مثالهای عادی ریاضی بزنیم: ما مثلا یک وجودی داریم به نام «وجود دایره» و یک وجود دیگری داریم به نام «وجود مثلث». چون مثلث در ذات خودش غیر از دایره است و دایره در ذات خودش غیر مثلث است، قهرا وجود دایره عین وجود مثلث نمیتواند باشد و وجود مثلث عین وجود دایره نمیتواند باشد.
در مقام تشبیه، ماهیات همان نقش قابلیات را بازی میکنند. همان طور که قابلیات منشأ تکثر مقبولها میشود ماهیات هم منشأ تکثر وجود میشود. با اینکه مقبول در ذات خودش ممکن است یک چیز باشد ولی به اعتبار تعدد قابلیات کثرت و تعدد پیدا میکند. مثلی در قرآن آمده است که اگر چه برای منظور دیگری است ولی نظیر اینجاست؛ میفرماید:«انزل من السّماء ماء فسالت اودیة بقدرها فاحتمل السّیل زبدا رابیا» [١] آبی از آسمان میریزد و یک سیل در یک حالت وحدت به وجود میآید اما هر وادیای و هر رودخانهای به قدر ظرفیت خود از آن آب میگیرد و قهرا به تعدد رودخانهها و به تعدد وادیها آب متعدد میشود و آب شکل آن وادیها را به خودش میگیرد.
این یک نوع تکثر است که اگر پای ماهیات در کار نبود این کثرت پیدا نمیشد، ولی چون پای ماهیات در کار هست این کثرت پیدا شده است. پس اینها میخواهند بگویند که ماهیات در اینجا نقش قابلیات را دارد. این، یک نوع کثرت است که در واقع کثرت عرضی است.
٢. نوع دیگر کثرت، کثرت طولی است یا به تعبیر دیگر کثرت تشکیکی است.کثرت به تبع ماهیات کثرت تشکیکی نیست. اگر مثلا وجود مثلث با وجود دایره فرق دارد نه به اعتبار این است که یک وجود اشدّ از دیگری است و دیگری
[١]. رعد/ ١٧.