مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٩٩ - نکته
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٤٩٩
یک بودن دیگری هم در اینجا وجود دارد و آن «بودن زید عالم» است؛ نه، ما بودن دیگری در اینجا نداریم.
به هر حال این هم نظریه دیگری است که بعضی از متکلمین گفتهاند و حاجی میفرماید اصلا همه اینها شبهاتی است در امور بدیهی. همّ ما فقط باید این باشد که شبهات اینها را نقل کنیم و بعد آنها را رد کنیم. همینکه شبهات را رد کردیم دیگر مطلب حل شده است.
نکته
نکتهای که در اینجا باید اضافه کنیم این است که عنوانی که حاجی در شرح قرار داده است این است: «فی أنّ المعدوم لیس بشیء» یعنی معدوم لا شیء است، ولی در متن اشعارش میگوید: «ما لیس موجودا یکون لیسا» یعنی آنی که موجود نیست لیس محض است. این دو تعبیر اندک فرقی با یکدیگر دارند. اگر ما فقط نظریه اول را میخواستیم رد کنیم همان عنوان اول برایش کافی بود که «المعدوم لیس بشیء» ولی اگر هر دو نظریه را بخواهیم رد کنیم باید عنوان «ما لیس بموجود لیس بشیء» را بیاوریم.
نظریه اول این بود که معتزلی میگفت بعضی از معدومات در عین اینکه معدومند شیءاند. پس عنوان «المعدوم لیس بشیء» این نظریه را رد میکرد. اما نظریه دوم یا نظریه «حال» میگفت بعضی از امور نه معدوماند و نه موجود و معذلک شیءاند، نه اینکه معدوماند و شیءاند. این نظریه نمیگفت «حال» معدوم است، بلکه میگفت «حال» لا موجود و لا معدوم است. هر دو نظریه قائل بودند که ما یک لا موجودهایی داریم که آن لا موجودها شیءاند، منتها نظریه اول آن لا موجودها را میگفت معدوماند و شیءاند و نظریه «حال» میگفت آن لا موجودها که شیءاند لا موجودند و لا معدوماند. پس عنوان «المعدوم لیس بشیء» نظریه دوم را نفی نمیکند، ولی عنوان «ما لیس بموجود لیس بشیء» هر دو نظریه را نفی میکند، هم اولی را نفی میکند هم دومی را. پس اگر ما بخواهیم یک عنوانی بیاوریم که هر دو را نفی کرده باشیم باید بگوییم: «ما لیس بموجود فهو لیس». این عنوان شامل هر دو مسأله میشود، اما اگر بگوییم: «فی أن المعدوم لیس بشیء» شامل مسأله اول میشود ولی شامل مسأله دوم نمیشود. پس عنوانی که حاجی در متن شعرش آورده است رساتر است از