مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٦ - سیر تاریخی مسأله اصالت وجود
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٦٦
است و نه عین ماهیت؛ یعنی ما نمیتوانیم هستی را به عنوان جنس یا فصل یک ماهیتی بپذیریم (که گفتیم درست میشود نقطه مقابل حرف هگل که هستی را جنس الاجناس میداند). شیخ اشراق یک بحث دیگری باز کرده است تحت عنوان «فی عدم زیادة الوجود علی الماهیة فی الخارج» یعنی در خارج، وجود و ماهیت دو چیز نیست. اوّل فرض کرده است که ماهیت عینیت دارد، آن وقت
عینیتی زائد بر عینیت ماهیت قائل نیست. او دیگر فکر نکرده است که در اینجا به یک شکل دیگر میشود مسأله را طرح کرد؛ یعنی این مسأله برایش مطرح نبوده است که ما از وجود و ماهیت برای یکی عینیت قائل شویم و برای دیگری ذهنیت و اعتباریت. گوئی عینیت ماهیت برایش امر مسلّمی بوده است و حالا که عینیت ماهیت برایش مسلّم است دیگر وجود نمیتواند عینیتی داشته باشد. شک ندارد که اگر عینیت ماهیت را مسلّم بگیریم دیگر برای وجود عینیت زائد بر عینیت ماهیت نمیتوانیم فرض کنیم [١]. این است که شیخ اشراق در حکمة الاشراق که این مسأله را طرح کرده است، تحت عنوان «حکومة فی عدم زیادة الوجود علی الماهیة فی الخارج» طرح کرده است نه تحت عنوان اصالت ماهیت.
این بود سیر تاریخی این مسأله. اما حاجی به سیر تاریخی مسائل وارد نبوده و توجهی نداشته است. علتش هم این بوده که کتاب زیاد نداشته است و میگویند همه کتابهایش از همین چند تا کتاب معمولی تجاوز نمیکرده است و لذا هر جا که بخواهد مسائل را از جنبه تاریخی بیان کند حرفهایش چندان ارزشی ندارد [٢]. مثلا در اینجا اگر کسی به ظاهر عبارت شرح منظومه نگاه کند خیال میکند که از قدیم
[١].- آنها ماهیت را به همین معنا میگرفتهاند؟
استاد: بله، به همین معنا میگرفتهاند، شک ندارد. از فارابی بگیریم تا بو علی و شیخ اشراق، همه اینها در ماهیت یک جور فکر میکردهاند.
[٢]. قدما به طور کلی به سیر تاریخی مسائل توجه نمیکردهاند، ولی حاجی بیش از همه در این جهت توجه کرده است. ملاصدرا باز چون بر همه کتابهای دیگران احاطه داشته است گاهی که وارد سیر تاریخی مسائل میشود خیلی عمیقتر از حاجی وارد میشود. ما که بعضی مسائل را مقایسه کردهایم دیدهایم که ملا صدرا از لحاظ سیر تاریخی، مسائل را خیلی دقیقتر بیان کرده است.