مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٥ - قضیه ثنائیه چگونه قضیه ای است؟
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص١٥٥
محمول وجودی داشته باشد در کنار وجود موضوع و دو وجود با یکدیگر متصل ومرتبط باشند به همان نحو که قیام و انسان چنین در هم آمیختگی پیدا میکنند، آن وقت دیگر قضایای انتزاعی را نمیتوان تألیفی دانست؛ یعنی تعریف اول ما، هم شامل خارج محمولها میشود هم شامل محمول بالضمیمههای اصطلاحی، ولی تعریف دوم شامل «محمول بالضمیمه» نمیشود و فقط شامل «خارج محمول» میشود.
قضیه ثنائیه چگونه قضیه ای است؟
تا اینجا مطلب روشن شد. اکنون میخواهیم ببینیم قضیه «انسان موجود است» یا «الف موجود است» چگونه قضیهای است؛ آیا قضیه تحلیلی است به این معنا که محمول جزء ذات موضوع است؟ یعنی وقتی میگوییم «انسان» موجود بودن هم برایش فرض شده است؟ یعنی در تعریف «انسان» موجودیت اخذ شده است؟ اگر این جور باشد پس قضیه «انسان معدوم است» غلط است و انسان را همیشه باید بگوییم موجود است، یعنی فرض عدم برای او محال است، زیرا موجود بودن جزء ذات اوست. مسلّم است که این جور نیست و بحث «زیادة الوجود علی الماهیة» برای توضیح همین مطلب بود که موجودیت جزء ذات ماهیت نیست؛ یعنی قضیه «انسان موجود است» یک قضیه تحلیلی نیست.
آیا این قضیه یک قضیه تألیفی و ترکیبی است به آن معنا که محمول و موضوع دو عینیت داشته باشند در کنار یکدیگر ولی دو عینیت به هم آمیخته به آن نحو که میگوییم «انسان سفید است» و «این آب گرم است»؟ قطعا این جور هم نیست؛ یعنی وقتی میگوییم «انسان موجود است» این جور نیست که انسان قطع نظر از وجود واقعیتی دارد که وجود به واقعیت انسان ضمیمه میشود؛ چون ما در قضیه «انسان موجود است» نمیخواهیم بگوییم برای انسان موجود «وجود» وجود دارد، بلکه میخواهیم از همان خود واقعیتش خبر بدهیم. پس قضیه ترکیبی به این معنا که قطعا نیست.
پس این قضیه اگر ترکیبی و تألیفی باشد که حتما هم هست (چون اگر گفتیم هر قضیهای که تحلیلی نیست پس تألیفی است این قضیه نیز چون تحلیلی نیست پستألیفی است)، تألیفی به آن معناست که در خارج یک چیز است که به آن میگوییم