مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٧٧ - خلاصه بحث
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٣٧٧
یک واحدی است در عین کثرت و کثیری است در عین وحدت. نفس واحدی است کثیر و کثیری است واحد؛ یعنی یک واحد صاحب مراتب است، که این مسأله یعنی مسأله اینکه نفس وحدتی در عین کثرت دارد و کثرتی در عین وحدت دارد از مسائل بسیار عالی در باب نفس است. پس در باب نفس در عین وجود کثرات یک وحدت حافظ همه این کثرات وجود دارد، یعنی همه کثرتها به منزله شاخههای فرعی یک ذات است که آن ذات نفس است.
- در باب اینکه بنده پرسیدم این اثنینیت را انسان چطور متوجه میشود در عین حال که وحدت پیدا میکند، آیا در اینجا حافظه دخیل نیست؟ یعنی این در عین حال که الآن یک چیزی را مثلا حس کرده است و ادراک کرده است به یادش هم هست که قبلا بود و این را نمیدانست، و از اینجا پی میبرد به اینکه عالم غیر از علم است و غیر از معلوم است.
استاد: تازه خود «حافظه» یکی از مراتب نفس است که آن را درک میکند.
- به هر حال حافظه در آن دخیل است.
استاد: میدانم، ولی مسأله مراتب مطرح است؛ یعنی اگر انسان فقط قوه حاسه میبود و هیچ چیز دیگری نمیبود و حافظه هم به قول شما نبود و هیچ چیز دیگری نبود، بلی، او تحول پیدا میکرد بدون اینکه خودش به خودش و به تحول خودش آگاه باشد.
- و بالنسبه آگاه هم نبود به آنچه که حس میکند.
استاد: قهرا دیگر آگاه نبود، یعنی آن وقت دیگر اصلا آگاهی وجود نداشت. البته آگاهی به معنای حضوری وجود داشت، آگاهی به نحو حصولی وجود نداشت، چون آگاهی حضوری که به هر حال وجود دارد.
- ولی نمیفهمید که یک چیزی برایش حاصل شده است.
استاد: «نمیفهمید» مربوط به علم حصولی است، یعنی همین توجه بعدی. آخر، آگاهی به شیء یک مطلب است، آگاهی به آگاهی مطلب دیگر است.
- بله؛ یعنی آگاهی به آگاهی پیدا نمیشود.
استاد: آگاهی به آگاهی پیدا نمیکند. البته مسلّم هم هست. انسان اگر حافظه نداشته باشد اصلا چیزی برای او باقی نمیماند. این معلوماتی که ما الآن داریم همه معلومات حصولی است، همه صورتهایی است ذخیره شده و انبار شده از اشیاء در خارج. همه