مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧٨ - برهان شیخ اشراق
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٢٧٨
هم الآن دیگر تردیدی در این جهت نیست که بگوییم آیا اصلا در ذهن چیزی وجود پیدا میکند یا نه. قطعا چیزی وجود پیدا میکند اما اینکه آیا مدعای خود فلاسفه را که میگویند آنچه که در ذهن وجود پیدا میکند رابطهاش با شیء خارجی رابطه ماهوی است، با همین ادلّه میشود ثابت کرد یا نه، محل اشکال است.
با اینکه این مطلب محل اشکال است ولی اصل مدعا محل اشکال نیست؛ یعنی این را ما از غیر آقای طباطبائی نشنیدیم و شاید ایشان اول بار متوجه همین نکته شده بودند (و بعد هم که ما از نظر تاریخی تحقیق کردیم دیدیم قضیه از همین قرار است) که حکما اصل مدعا را مسلّم گرفتهاند و بعد رفتهاند دنبال نفی قول به اضافه.
شیخ اشراق یک برهان اقامه کرده است بر مدعا که همان برهان او برای اثبات مدعای حکما کافی است. آقای طباطبائی میگویند حکما اصل مطلب را مفروض گرفتهاند، بعد رفتهاند دنبال نفی قول به اضافه.
برهان شیخ اشراق
برهانی که شیخ اشراق، هم در کتاب حکمة الاشراق و هم در کتابهای دیگرش آورده است و تقریبا میشود آن را یک برهان تنبیهی دانست به این شکل است که میگوید [١]: بدون شک ما در بین حالاتی که حضورا احساس میکنیم یک حالتی را در ضمیر خود احساس میکنیم که نام این حالت را «ادراک» میگذاریم؛ یعنی اگر حالتی را احساس میکنیم به نام درد، حالتی را احساس میکنیم به نام لذت، حالتی را احساس میکنیم به نام ترس، یک حالتی را هم در خودمان احساس میکنیم که آن را میگوییم ادراک اشیاء در خارج. این را چگونه باید تحلیل کرد؟ میگوید در
[١]. [عبارت شیخ اشراق که در ضابط دوم از مقاله اول از بخش اول (یعنی بخش منطق) از کتاب حکمة الاشراق آمده است چنین است: «الضابط الثانی هو أن الشیء الغایب عنک اذا ادرکته فانما ادراکه- علی ما یلیق بهذا الموضع- هو بحصول مثال حقیقته فیک. فان الشیء الغایب ذاته اذا علمته ان لم یحصل منه أثر فیک فاستوی حالتا ما قبل العلم و ما بعده و ان حصل منه اثر فیک و لم یطابق فما علمته کما هو، فلابد من المطابقة من جهة ما علمت، فالاثر الذی فیک مثاله.» (رک. مصنفات شیخ اشراق، ج ٢/ ص ١٥، و یا رجوع کنید به ترجمه حکمة الاشراق چاپ دانشگاه تهران، ص ٢٤).]