مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤١٤ - حل مشکل شناخت
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٤١٤
«حسیون» خواستند تکیه خودشان را فقط روی حس قرار دهند و به اصطلاح ما خواستند تکیهخودشان را روی معقولات اولیه قرار دهند و اصلا معقولات ثانیه را چه از آن سنخ و چه از این سنخ، به دلیل اینکه اینها مستقیما از راه حواس وارد ذهن نشدهاند بکلی نفی میکنند. نفی کردن اینها آسان بود ولی فورا کار آنها به بنبست رسید و مشکل بزرگی را به وجود آورد. مشکل بزرگ این است که علم و معرفت با آن معقولات اولیه درست نمیشود.
مشکل شناخت
حال اگر با معقولات اولیه علم و معرفت درست نمیشود پس این علم و معرفت از کجا درست میشود؟ علم و معرفت از ضمیمه شدن معقولات اولیه با معقولات ثانیه- چه معقولات ثانیه منطقی و چه معقولات ثانیه فلسفی- درست میشود. اینها باید به شکل خاصی به یکدیگر ضمیمه بشوند تا علم و معرفت پیدا شود.
اما اشکالی که امثال کانت به آن میرسند این است که هیوم میگوید ذهن به هر چه که از راه حس رسیده است من میتوانم به آن مطمئن باشم، چون از راه تماس ذهن من است با بیرون خودش، ولی آنچه که از این راه نیست فرقش با موهومات چه میشود؟ هر چه از این راه نیست ساخته خود ذهن است، وقتی ساخته خود ذهن باشد پس چه اعتباری میتواند داشته باشد؟ اگر اینطور باشد پس هر موهومی که ذهن اختراع کند ما باید برایش اعتبار قائل باشیم. اینجاست که مسأله به یک بنبست نسبتا مهمی میرسد که به نظر ما بنبستی بوده است که نتوانستهاند آن را بگشایند و مشکل شناخت را حل کنند.
حل مشکل شناخت
راه باز شدن این بنبست همین است که ما میان آن دو دستهای که کانت قائل شده است این نحوه بیگانگی قائل نشویم که آنها مربوط به عالم عین است و به حواس رسیده است و اینها مربوط به عالم ذهن است و ایندو مثل دو سرمایهدار هستند که او از جیب خودش سرمایهای در میآورد و او هم از جیب خودش سرمایهای در میآورد و بعد روی هم میریزند و از این دو سرمایه میخواهندچیزی را به وجود آورند؛ نه، معرفت بالاخره درباره هر چه که هست باید سری با خود آن شیء داشته