مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٥٤ - بازگشت به اصل بحث
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٥٥٤
و این چیزی که از نو موجود شده است او نیست، یعنی «او» ی باقی نیست، یک امر باقی نیست، با تکرار میخواهد «او» بشود.
میگوییم بسیار خوب، فرض کنید ما آن معدوم را اعاده کردهایم، آیا میتوانیم مثل همین معاد را یک بار دیگر هم ایجاد کنیم یا نه؟ اگر امری امکان داشته باشد این دیگر فرقی نمیکند که برای بار اول تحقق پذیرد یا برای بار دوم (حکم الامثال فیما یجوز و فیما لا یجوز واحد). حال اگر یکی دیگر با تمام آن مشخصات در کنار این، وجود پیدا کند آن وقت آن را چه میگوییم؟ میگوییم این مثل اوست، چون عین او که نمیتواند باشد؛ عین آن را ما اول اعاده کردهایم و این هم الآن وجود دارد.نمیشود یک شیء دو شیء شده باشد. میگوییم بسیار خوب، این دومی را میگوییم «مثل او». حالا میگوییم چه فرقی میان این معاد و این مماثل هست که این را ما معاد بدانیم و آن را مماثل؟ این به نیت ما نیست که بگوییم او را به نیت اعاده به وجود آوردهایم و این را به آن نیت به وجود نیاوردهایم؛ امر اعتباری نیست که نیت ما به آن تعین بدهد. فرض این است که هر چه این دارد آن هم دارد. این دلیل بر این است که آن هم مماثل است مثل خود این؛ اشتباه کردهاید اسم این را «معاد» گذاشتهاید [١]. این است که میگوید:
[١] چون این که نمیشود «اعاده» دوباره همان باشد.
استاد: فرض این است که خود معاد الآن وجود دارد.
- یعنی الآن دو چیز است.
استاد: الآن دو چیز است. ما شیء را اعاده کردیم، باز مماثلش هم در کنارش به وجود میآید. ملاک اینکه این معاد است نه آن و آن مماثل است نه این، چیست؟ همان طور که گفتیم اگر یک امر باقی و یک ماده باقی میبود [میتوانستیم بگوییم این اعاده اوست نه مثل او و آن دیگری مثل اوست نه اعاده او؛ ولی] فرض این است که این طور نیست. اگر چنین باشد از بحث ما خارج است. و یا آن حرف موهوم ماهیت باقی اگر میبود میگفتیم این همان ماهیت است که بار دیگر لباس وجود پوشیده است. ولی فرض این است که آن به تمام هویت و ماهیت نیست مطلق شده است؛ این را شما میگویید اعاده آن است. چرا مماثل اعاده او نیست؟ پس یا هر دو باید معاد باشند که محال است و یا هر دو باید مماثل باشند که همین جور است و الّا نمیشود و ملاک ندارد که این معاد باشد و آن مماثل.