مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٢٠ - حل شبهه مجهول مطلق
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٦٢٠
است [١].
- (١).- ولی این فرض محال است.
استاد: نه، ما نمیخواهیم فرض کنیم آن معدوم موجود باشد. وقتی مصداق داشته باشد یعنی موجود است دیگر.
استاد: نه، اجازه بدهید. وقتی که میگوییم اعتبار میکنیم نه این است که اعتبار وجود برایش میکنیم، اگر اعتبار وجود برایش بکنیم معنایش این است که معدوم در عین اینکه معدوم است موجود باشد؛ نه، معنی اعتبار این است که ذهن آنچه را که در واقع مصداق نیست به عنوان مصداق در نظر میگیرد. اتفاقا ذهن همیشه از این اعتبارها دارد.
ذهن در مقابل وجود، عدم را اعتبار میکند و برای عدم هم مصادیقی اعتبار میکند نه اینکه مصادیق را وجود اعتبار کند و همان مصادیق را مصداق عدم اعتبار کند. گویی در مقابل وجودستان یک عدمستان اعتبار میکند، نه اینکه اعدام را میآورد در عالم وجود که بگوید این معدوم به فرض معدوم بودن و در عین معدوم بودن موجود باشد.
نمیگوید عدم وجود باشد.
- ما میگوییم «عدم مطلق». اگر بگوییم «عدم نسبی» اشکال ندارد، میشود گفت: «نبودن فلان چیز»، اما عدم مطلق را چگونه میشود گفت؟
استاد: نه، ما که میگوییم «عدم مطلق»، مقصود آن چیزی است که نه در ذهن وجود دارد و نه در خارج؛ یعنی آنچه که اساسا وجود ندارد. در عالم ذهن، ما برای خود عدم مصادیق اعتبار میکنیم، مصادیقی که عین مصداق عدم است ولی در عالم اعتبار ذهن ما، اما در عالم عین نه؛ عالم عین عالم وجود است. آن وقت در قضایای دیگر وقتی حکم روی مصداق میرود روی مصداق فرضی و اعتباری نمیرود، بلکه روی مصداقی میرود که اگر ما هم فرض نکنیم او تحقق دارد، یعنی روی مصداق واقعی میرود؛ ولی در این جور قضایا حکم روی مصداقی میرود که مصداق بودن او هم فرضی و اعتباری است. از این جهت است که این قضایا را میگویند: «غیر بتّی». گویی مطلب از این قرار است که اگر ما به فرض محال فرض کنیم که در کنار عالم وجود یک عالم عدمی داریم که اصلا به کلی تاریکستان عدم است و در آن تاریکستان عدم اشیائی هستند که نه در ذهن وجود پیدا میکنند و نه در خارج- که از این اشیاء تعبیر به «معدومات مطلق» میکنیم- آنها قابل خبر دادن نیستند.
- ولی آخر چگونه میشود که این هم وجود دارد هم وجود ندارد؟
استاد: وجود ندارد؛ یعنی ذهن ما چنین قدرتی را دارد که در مقابل عالم وجود یک عالمی