مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣١٣ - رابطه ذهن و خارج
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٣١٣
یک شیء بر یک شیء، یعنی یک محمول بر یک موضوع، به یک نوع این همانی یعنی حمل، حمل میشود و همان محمول از همین موضوع به نوع دیگر حمل، سلب میشود.
آن وقت این بحث را برده است به باب قضایا؛ یعنی در واقع یک بحث منطقی در اینجا مطرح شده است که در باب قضایای منطق بابی بر ابواب منطق افزوده شده است. منطقیین در باب قضایای منطق میگفتند که از مفردات قضیه به وجود میآید و بسیطترین قضیهای که به وجود میآید قضیه حملیه است؛ از چند قضیه حملیه یک قضیه شرطیه به وجود میآید و احیانا از چند قضیه شرطیه باز یک شرطیه دیگری به وجود میآید. بعد که سراغ قضیه حملیه میرفتند، برای حملیه تقسیماتی ذکر میکردند از قبیل اینکه قضیه حملیه یا موجبه است یا سالبه، و نیز یا به نحو محصوره است یا به نحو طبیعیه یا به نحو شخصیه، و محصوره را هم تقسیم میکردند که یا کلی است یا جزئی. اینها همه درست؛ ولی یک تقسیم از ذهن منطقیین محو شده است که یک تقسیم واقعی است در قضایا؛ یعنی واقعا قضیه حملیه منقسم به دو قسم دیگر نیز میشود غیر از همه این اقسام و آن این است که حملیه یا به نحو حمل اوّلی ذاتی است یا به نحو حمل شایع صناعی. پس ما دو جور حمل داریم: حمل اولی ذاتی و حمل شایع صناعی.
رابطه ذهن و خارج
اینکه ما در واقع دو جور حمل داریم و بلکه دو جور قضیه داریم، برمیگردد به
شناخت ذهن؛ چون اعتبارات قضایا همه اعتبارات ذهن است، یعنی نوع عمل کردن ذهن است. اینکه ما میگوییم ما چند جور قضیه داریم، به این معنی نیست که ما در خارج چند جور قضیه داریم همان گونه که مثلا فلسفه یا علم از وجود عینی اشیاء [گفتگو] میکند، بلکه این مربوط به عالم ذهن است، یعنی مربوط به عملکرد ذهن است. وقتی میگوییم ما قضیه کلیه داریم و قضیه جزئیه، به این معنی نیست که در خارج، هم اشیاء کلی داریم و هم اشیاء جزئی. خارج، کلی و جزئی ندارد. در خارج هر چه هست مشخص و جزئی است. طرز عملکرد ذهن، طرز شناخت ذهن، طرز اعتبار ذهن، دیدگاههای مختلف ذهن است که همه این قضایا را به وجود آورده