مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٧ - ذوق تألّه
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٢١٧
از این هم بگذریم. بعد حاجی یک حرفی را ذکر کرده است که اصلا گفتنش لازم نبود و دانستنش هم برای ما لازم نیست؛ ولی حالا چون حاجی گفته است ما هم بحث میکنیم.
ذوق تألّه
در اینجا حاجی باز میرود دنبال همان تأویل و توجیههایی که «بما لا یرضی صاحبه» است. به قول استادهای ما اینها حرفهایی میزنند که خود آن صاحب نظریهها هم اگر بیایند به چنین تعبیرهایی راضی نیستند.
بعضی از متکلمین گفتهاند که وجود صرفا یک مفهوم کلی است و وجود اشیاء در خارج حقیقت ندارد. اگر وجود اشیاد میگوییم همین مفهوم اعتباری وجود مطلق را ما به ماهیات نسبت میدهیم؛ که در واقع این سخن یعنی همان اعتباریت وجود. میگویند ما یک مفهوم کلی انتزاعی از وجود و هستی داریم.
این صرفا یک مفهوم ذهنی است که ما داریم. این مفهوم ذهنی را گاهی اضافه میکنیم به اشیاء میگوییم: وجود انسان، وجود اسب، وجود درخت. این همان مفهوم انتزاعی است که به یک ماهیتی نسبت دادهایم. وقتی که این وجود مطلق را به یک ماهیتی اضافه کنیم، مقید میشود یعنی به این وسیله فقط مطلق را مقید کردهایم و الّا ماوراء این چیزی نیست. معنی این سخن در واقع این است که وجود امری است اعتباری.
حالا حاجی در اینجا میگوید:
کأنّ [١] من ذوق التّألّه اقتنص | من قال ما کان له سوی الحصص |