مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦١٨ - حل شبهه مجهول مطلق
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٦١٨
حل شبهه مجهول مطلق
جواب قضیه این است که وقتی ما میگوییم از مجهول مطلق خبر داده نمیشود، مقصودمان این است که «هر چه که در ذهن وجود ندارد از او خبر داده نمیشود» و وقتی میگوییم از معدوم مطلق خبر داده نمیشود مقصودمان این است که «هر چه که
میدهید ازاو به اینکه از او خبر داده نمیشود. پس همین قضیه که از مجهول مطلق خبر داده نمیشود، خودش یک خبری است.
- ولی خبر حقیقی که نیست.
استاد: خبر دیگر چه فرق میکند، خبر خبر است. ما دیگر خبر حقیقی و غیر حقیقی نداریم. هر وقت که شما از یک حالت عینی یا ذهنی از شیء، قضیهای تشکیل بدهید که مسندی داشته باشد و مسندالیهی، مخبر عنهی داشته باشد و مخبر بهی، آن خبر است.
خبر که دیگر با خبر فرق نمیکند.
- ولی این خبری است که شبیه خوارق اجماع است.
استاد: حالا هر چه میخواهد باشد. اجماعات چون امر نقلی است قابل استثناست ولی قاعده و ضابطه عقلی که استثناپذیر نیست که بگوییم این قاعده در همه موارد صادق است الّا در چنین موردی، مگر اینکه ضابطه غلط باشد. نمیشود ضابطه، ضابطه باشد ولی همان ضابطه در عین اینکه ضابطه است استثنا بپذیرد. این است که میگویند احکام عقلی تخصیصبردار نیست.
- منظور ایشان از «خوارق اجماع» پارادوکس است، همان پارادوکسهایی که به اسم «پارادوکسهای منطقی» معروف است؛ یعنی اجماع در اینجا ربطی به امر نقلی و این گونه امور ندارد.
استاد: بسیار خوب، ما هم منظورمان همین تعارض منطقی است.
- خبر از هیچ، مثل معرفت بیموضوع است.
استاد: محال است چنین چیزی. محال است خبر از هیچ؛ معرفت بدون موضوع باشد، یعنی معرفتی که از هیچ باشد و شما به هیچ معرفت داشته باشید. آیا میشود به هیچ معرفت داشته باشید یا نمیشود؟
- نمیشود.
استاد: ولی وقتی که شما میگویید به هیچ نمیشود معرفت پیدا کرد، این خودش نوعی معرفت به هیچ است. پس این چگونه میشود که از یک طرف میگوییم به هیچ نمیشود معرفت پیدا کرد و از طرف دیگر میبینیم خود همین نوعی معرفت به هیچ است.