مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٥ - تقریر حاجی سبزواری درباره بداهت مفهوم وجود
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٣٥
باشند و یا مرکب بشود از دو مفهوم که هر دو با خودش مساوی باشند (که بر این مطلب برهان هم اقامه کردهاند)؛ همیشه از دو مفهوم مرکب میشود که یکی اعم از خود شیء است و نامش میشود «جنس» و یکی مساوی با خود شیء است که نامش میشود «فصل».
اکنون میرویم سراغ مفهوم وجود. اگر ما ثابت کردیم که مفهوم وجود اعمّ مفهومات است یعنی ما نمیتوانیم مفهومی اعمّ از مفهوم وجود داشته باشیم، پس نتیجه میگیریم که مفهوم وجود نمیتواند جنس داشته باشد، چون جنس یعنی مفهوم اعمّ از خود شیء؛ و چون جنس نمیتواند داشته باشد پس نمیتواند مرکب از جنس و فصل باشد و چون نمیتواند مرکب از جنس و فصل باشد پس نمیتواند نظری باشد، پس بدیهی است.
حالا شاید نیازی به این برهان هم نباشد، یعنی روشن است که مفهوم وجود بدیهی است. مفهوم وجود بدیهی است و این هم که «مفهوم وجود بدیهی است» خودش بدیهی است. ولی حالا اگر کسی هم بخواهد بگوید که من میخواهم یک برهانی بر مطلب اقامه شود، برهانی که ذکر شد برهان خیلی روشن و واضحی است که ما نمیتوانیم مفهومی اعم از مفهوم وجود داشته باشیم. ابته راجع با مفهوم شیئیت یک حرفی متکلّمین گفتهاند که ما آن حرف را در فصلهای بعد خواهیم گفت و شیخ هم در شفا آن را آورده است. در مسأله مساوقت شیئیت با وجود، شبههای هست که شیئیت اعم از وجود است، که حالا بحثش را در آینده میکنیم. البته این مسأله (مساوقت وجود با شیئیت) دیگر در حرفهای ارسطو نبوده است؛ علّتش این بوده که این مسأله در اثر ناخن زدنهای متکلّمین پیدا شده است.
پس روی این حساب مفهوم وجود و مفهوم هستی مفهومی است بدیهی یعنی بینیاز از توضیح است و گفتیم توضیح یعنی تجزیه، و تجزیه یعنی تحلیل کردن به جنسی و فصلی، به اعمّی و به مساویای. این طرز بیانی بود که ما خودمان کردیم ولی حاجی به این شکل بیان نکرده است.
تقریر حاجی سبزواری درباره بداهت مفهوم وجود
حاجی تعبیرش این است: «معرّف الوجود شرح الاسم» یعنی تعریف وجود تعریف حقیقی نیست، شرح اسم است. مقصود حاجی از «شرح اسم» این است که شرح لفظ