مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٥٤ - تحقیق درباره قضایای خارجیه و حقیقیه و نقد تعریف حاجی از قضایای خارجیه
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٦٥٤
، اعم از افراد موجود و افراد مقدّرة الوجود، و اینجاست که چیزی را که وجود ندارد اگر فرض وجودش را هم بکنیم حکم جاری میشود.
پس فرق قضیه خارجیه و حقیقیه این نیست که در قضیه حقیقیه موضوع، کلی است و در خارجیه موضوع یک عده افراد محقق است؛ نه، آن اصلا قضیه کلیه نیست تا چه رسد که خارجیه باشد بلکه قضیه شخصیه است؛ آن را اصلا به حساب نیاورید. آنجا که موضوع، کلی است یک وقت نظر به واقعیت است که در عالم واقع و نفس الامر و در عالم عین چنین است، و یک وقت نظر به طبیعت است که ما حکم را میبریم روی آنچه که امکان دارد و آنچه که اقتضای این طبیعت است.
آنچه وجود دارد ممکن است از نظر اقتضای طبیعت نباشد، از نظر علل خارجی باشد، اما آنچه که اقتضای طبیعت است مسأله دیگری است. اگر گفتیم اقتضای طبیعت چنین است معنایش این است که این طبیعت هر جا که موجود شود این لازم نمیتواند از آن منفک شود. پس اگر فرض هم بکنیم که طبیعت در اینجا وجود دارد این لازم نمیتواند از آن جدا شود. این میشود قضیه حقیقیه [١].
[١].- این با تعریفی که ما از «کلی» میکنیم منافات ندارد؟
استاد: نه، هیچ منافات ندارد.
- چطور منافات ندارد؟ ما در اینجا یک قیدی اضافه کردهایم، زیرا میگوییم قضیه خارجیه قضیه کلیه است ولی در عین حال یک قیدی هم گذاشتهایم که موضوع قضیه خارجیه باید محققة الوجود باشد؛ یعنی کلیت در اینجا محدود و مقید است به محققة الوجود بودن.
استاد: بله، ما دو جور قضیه میتوانیم اعتبار کنیم یعنی ذهن میتواند دو نوع قضیه داشته باشد. این را شما نمیتوانید انکار کنید که ما میتوانیم کلی را دو نوع اعتبار کنیم: یکی اینکه کلی را فقط وسیله قرار بدهیم برای بیان افرادی که در عالم عین وجود داشته و وجود دارد و وجود خواهد داشت. دیگر اینکه کلی را مرآت افراد موجود قرار ندهیم، بلکه به خود طبیعت نظر داشته باشیم که این طبیعت خودش این حکم را دارد؛ این حکم را چه در افراد موجودش دارد و چه در افراد مفروض الوجودش. ولی بعد شما یک سؤال دیگر باید بکنید؛ باید بگویید در علوم، ما به کدامیک از اینها میرسیم؟ آیا علوم ما را به قضایای حقیقیه میرسانند یا به قضایای خارجیه؟