مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٤٩ - قضیه ذهنیه
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٦٤٩
قضیه ذهنیه
و اما قضیه ذهنیه قضیهای است که از همان اول حکم ناظر به خارج نیست؛ از همان ابتدا حکم ناظر به خود ذهن است؛ یعنی ذهن حکم خود ذهن را بیان میکند نه اینکه ذهن حکم خارج را بیان کرده باشد. مثلا اگر شما گفتید: «الانسان نوع» (انسان نوع است) در اینجا مقصود چیست؟ آیا مقصود این است که هر انسان در خارج نوع است؟ انسان خارجی که نوع نیست. پس مقصود چیست؟ مقصود این است که انسان وقتی که در ذهن آمد با فرض اینکه در ذهن است نوع است. انسان در ظرف ذهن- و نه به طور مطلق- نوع است. انسان در ظرف ذهن متصف به نوعیت است، کما اینکه قضیه «انسان کلی است» هم همین جور است. اگر میگویید: «انسان کلی است» در اینجا شما انسان را بشرط شیء یعنی به شرط ذهنیت اعتبار کردهاید یعنی گفتهاید انسان در حالی که در ذهن است و به شرط آنکه در ذهن باشد کلی است. پس خود «الانسان کلی» حکم انسان ذهنی را بیان میکند نه حکم انسان خارجی را و نه انسان اعم از خارجی و ذهنی را؛ فقط حکم انسان ذهنی را بیان میکند. انسان در ذهن کلی است؛ انسان در خارج جزئی است.
و نیز اگر میگویید جنس و فصل معرف نوعند، مقصود چیست؟ آیا جنس و
خودمان میآییم یک مدلی در ذهنمان میسازیم و آنگاه این مدل را فرض میکنیم که حقیقت باشد و دائما هم با تجربیات جدیدتر سعی میکنیم این مدل را منطبقتر بکنیم با آنچه که در عالم واقع هست. حالا هیچ ادعا هم نمیکنیم که اصلا چیزی درباره طبیعت یا ماهیت یا حقیقت علمی به دست آوردهایم؛ یعنی این را در پرانتز میگذارند؛ میگویند که ما نفیا یا اثباتا راجع به اینکه حقیقت عالم خارج چیست و حقیقت اشیاء و طبیعت و خواص طبیعی چیست حکمی نمیکنیم؛ ما اصلا به این مطلب کاری نداریم؛ ما فقط مدلسازی میکنیم.
استاد: مدلسازی آخرش برمیگردد به همین مطلبی که ما گفتیم. مطلب خیلی فرق نمیکند. بالاخره تعبیر شما هم بیان دیگری است از همین حفی که من عرض کردم؛ چیز دیگری نیست.
اینها یک سلسله سؤالات است که فعلا مستقیما به این بحث ما مربوط نیست. پس اجازه بدهید ما این بحث را- که بحث حقیقت است- در این حدودی که به اینجا مربوط میشود عرض بکنیم و بعد به این سؤالات و جواب آنها بپردازیم.