مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٣ - ٢ وحدت و کثرت وجود
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٢١٣
نوع توجیه و تأویل است. در کلمات شیخ اشراق هرگز وحدت وجود نیامده است و بلکه او تصریح میکند که وجود امر اعتباری است. کسی که وجود را یک امر اعتباری میداند کی میتواند قائل به وحدت حقیقت وجود بشود؟! چون وحدت وجود بعد از این است که قائل به حقیقت وجود بشود. ولی گفتیم که سبک حاجی همیشه این است که حرفهای قدما را به نحوی توجیه و تأویل کند.
نقطه مقابل این مسأله وحدت وجود، مسأله کثرت وجود است به معنی کثرت تباینی، به این معنا که اشیاء گذشته از ماهیاتی که دارند که به اعتبار این ماهیات در تحت مقولات در میآیند و به اعتبار آن مقولات ما به الاشتراکها با هم دارند (اگر در یک مقوله وارد باشند) و مابهالامتیازها با هم دارند (اگر در چند مقوله باشند)، از نظر وجود هم همه اشیاء با یکدیگر مباین به تمام ذاتند؛ یعنی وجودها با یکدیگر هیچ گونه اشتراک و سنخیتی ندارند؛ نسبت وجودها با یکدیگر نظیر نسبت خود مقولات است با یکدیگر؛ همین طور که مثلا مقوله کم و مقوله کیف هیچ وجه مشترکی با یکدیگر ندارند (و به همین جهت است که دو مقوله جدا هستند) هر وجودی با هر وجود دیگر هم عینا همین طور است [١]، هیچ گونه وجه مشابهتی میان هیچ وجودی با هیچ وجودی نیست.
این نظریه در میان متکلمین [٢] پیدا شده است و احیانا بوی این حرف در کلمات بعضی از حکمای مشّاء پیدا شده است بدون اینکه این مسأله در میان حکمای مشّاء از قبیل فارابی و بالخصوص بوعلی سینا- که رئیس المشّائین است- مطرح شده باشد و بعد مثلا بوعلی این نظر را انتخاب کرده باشد زیرا همان طور که انتخاب وحدت وجود فرع بر قبول قبلی اصالت وجود است انتخاب کثرت تباینی وجود هم فرع بر قبول قبلی اصالت وجود است؛ یعنی باید آن مسأله بر ایشان طرح شده باشد و از آن مسأله فارغ شده باشند تا این مسأله بر ایشان طرح بشود و ما ثابت کردیم که اصلا مسأله اصالت وجود برای آنها مطرح نبوده است، خود آن مسأله بعد از دوره فارابی و بوعلی مطرح شده است، پس قهرا به طریق اولی این مسأله کثرت تباینی وجودات
[١].- حتی افراد یک نوع هم وجه مشترکی ندارند؟
استاد: بله حتی افراد یک نوع.
[٢]. اشاعره به این نظریه معتقد بودهاند.