مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٠٦ - اشاره ای به نظر هگل در باب شناخت
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٤٠٦
(کاملا)ذهنی نمیدانند. این یک تفاوت.
تفاوت دیگر اینکه به یک نوع بیگانگی مطلق میان معقولات ثانیه- یا مقولات خودش- و اشیاء خارجی قائل شد؛ یعنی گفت اینها صددرصد ساخته قبلی ذهن هستند؛ یعنی اصلا قبل از اینکه این محسوسات (یا معقولات اولیه یا مقولات ارسطویی) بیایند اینها وجود داشتهاند. اینها میآیند در ظرف آنها ریخته میشوند.
اصلا اینها جزء ساختمان طبیعی و ذاتی ذهن است. این هم یک فرق دیگر که حکمای ما معقولات ثانیه را- چه فلسفی و چه منطقی- جزء ساختمان ذاتی ذهن نمیدانند؛ چون به ساختمان ذاتی ذهن قائل نیستند، زیرا این حکما از عقل هیولانی و نفس هیولانی شروع میکنند، میگویند در مرحله اول جز علم ذات به ذات اصلا چیزی نیست؛ باقی دیگر هم بالقوه است، تدریجا بالفعل میشود. هیچ چیزی برای نفس ذاتی نیست. هیچ علم ذاتی و فطری به آن معنا که با خودش آورده باشد برای نفس نیست. به طور پیشینیه چیزی ندارد؛ اینها تدریجا پیدا میشود. حتی آنچه را که اینها بدیهیات اولیه میدانند، میگویند اینها هم زمانا بعد پیدا شده است؛ و بلکه همه معقولات ثانیه را به نوعی مؤخر از معقولات اولیه میدانند؛ یعنی میگویند اگر معقول اولیهای نبود معقول ثانیهای هم نبود. ولی کانت میگوید نه، اگر معقولات اولیه به اصطلاح شما نبود معقول ثانیه، خودش بود. چون ذهن بود اینها هم بود.
پس این تفاوتها بین نظر کانت و نظر حکمای اسلامی در کار هست. ولی تلاش کانت بالاخره تلاش موفقی از آب در نیامد؛ یعنی معرفت را که میخواست به این وسیله توجیه کند بیشتر غیر قابل توجیه شد، برای اینکه او این معانی را- حتی معانی فلسفی را- برد به عالم ذهن و خارج را از اینها عاری کرد: در خارج نه علیتی است نه معلولیتی، نه ضرورتی نه امکانی، هیچیک از اینها نیست. بعد به اشکال برخورد که پس تو اصلا از کجا میگویی که «خارج» ی وجود دارد؟ اگر علیت ساخته ذهن است از کجا میگویی که «خارج» ی وجود دارد؟
اشاره ای به نظر هگل در باب شناخت
هگل یک کار دیگری کرد که آن کار از نظر فرضیه، فرضیه خیلی مهمی است.
آمد این دیوار میان ذهن و خارج را بکلی از میان برداشت و گفت چرا شما آمدهاید ذهن را یک چیز دانستهاید و خارج را چیز دیگر؟ اینها یک چیزند. او فاصله را حتی از