مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٠ - ٢ وحدت و کثرت وجود
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٢١٠
استاد: نه، فصوص مال خود محیی الدین است؛ صدر الدین نصوص را نوشته است.
صدر الدین خیلی کتاب نوشته است. کتابهای اصیل عرفا از صدر الدین قونوی است.
صدر الدین شارح خوب محیی الدین است. محیی الدین مثل هر پایه گذار مکتبی است که قهرا خود آن پایه گذار مؤلف خوبی نیست، مبین خوبی نیست، بعد یک کس دیگر پیدا میشود که مکتب او را خوب درک میکند، حرف او را خوب تفسیر و بیان میکند.
صدر الدین، ربیب محیی الدین بوده است؛ یعنی محیی الدین شوهر مادرش بوده و اوبه منزله بچه محیی الدین بوده است. ولی عارف بسیار عجیبی است، یعنی مرد فوق العادهای است که افکار محیی الدین را در کتابهای مختلف شرح و تفسیر کرد. کتاب هم زیاد دارد که از جمله آنها کتاب مفتاح الغیب اوست که بعد [ابن] حمزه فناری به نام «مصباح الانس» آن را شرح کرد که از کتب بسیار خوبی بود که در اعصار اخیر در عرفان تدریس میشد.
- چطور شده است که حالا «شرح قیصری» این جور رایج شده است؟
استاد: فصوص را خیلیها شرح کردهاند؛ قیصری شرح کرده است، جامی شرح کرده است (جامی معروف)، عبد الرزاق کاشانی شرح کرده است. قهرا در میان این شروح آنکه از همه بهتر و کاملتر از آب در آمده است شرح قیصری است.
- این صدر الدین همان است که همدوره مولوی بوده است؟
استاد: بله، همدوره مولوی بوده است و مولوی ارتباطش با محیی الدین از طریق صدر الدین بوده است. اینها معاصر یکدیگر بودهاند و نیز با همدیگر دوست و رفیق بودهاند؛ و او ضمنا پیشنمازی میکرده و مولوی میرفته و در نماز جماعت او شرکت میکرده است و در تلاقیهایی که با هم داشتند، نسبت به همدیگر احترام بسیار میگذاشتند. میگویند یک وقتی هم بینشان اختلاف بود، ولی بعد بینشان تفاهم برقرار شد و یک احترام بسیار زیادی برای همدیگر قائل بودند. قصهای هم در کتابها نوشتهاند که صدر الدین در مجلسی نشسته بود (که البته محفلی بود که شاگردها و خواص او در آن حضور داشتند)، مولوی وارد آن مجلس شد. او مسند خودش را انداخت برای مولوی که تو بنشین. هر کار کرد ننشست، گفت ما را نشاید که در مسندی که شما نشستهاید بنشینیم. صدر الدین هم مسند را ترک کرد و گفت آنچه که شما را نشاید ما را هم نشاید.
این که اصطلاحات محیی الدین در کلمات مولوی آمده است در واقع عرفان محیی الدین