مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣١٠ - ٤ نظریه انقلاب یا نظریه سید صدر ( انکار مقدمه سوم )
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٣١٠
است: «و قیل بالاشباح الاشیا انطبعت» یعنی گفته شده است که اشیاء شبحشان در ذهن منطبع میشود نه ماهیتشان. وقتی که ماهیت در ذهن منطبع نشود دیگر اشکال «فجوهر مع عرض کیف اجتمع- ام کیف تحت الکیف کلّ قد وقع» هم پیش نمیآید.
٤. نظریه انقلاب یا نظریه سید صدر ( انکار مقدمه سوم )
«و قیل بالانفس و هی انقلبت» این نظریه مثل نظریه اشباح است یعنی منکر این است که همان ماهیت در ذهن بیاید، ولی انکار او به این نحو است که هم گفته است که ماهیت اشیاء در ذهن میآید و هم گفته است در ذهن نمیآید. گفته است همان ماهیت در ذهن میآید ولی در حالی که منقلب شده است؛ یعنی انقلاب ماهیت رخ میدهد؛ همان ماهیت است در حالی که انقلاب پیدا کرده است. این نظریه میگوید انقلاب ماهیت چه مانعی دارد؟ چه اشکالی دارد که یک ماهیتی جوهر باشد و منقلب بشود به کیف؟ کم باشد و منقلب بشود به کیف؟ اضافه باشد و منقلب بشود به کیف؟ از آن نظر که به حالت منقلب شده در ذهن آمده است حالا دیگر جوهر نیست. این نظر میگوید ما هم قبول داریم که ماهیت اشیاء در ذهن میآید. اگر ماهیت، منقلب نشده در ذهن بیاید اشکال هست ولی منقلب شده و مبدل شده که بیاید دیگر اشکالی نیست.
این نظریه را سید صدر شیرازی گفته است که جواب قاطع هم به آن دادهاند و پیرو هم پیدا نکرده است.
اولا باید بدانیم که ما دو جور انقلاب داریم: انقلاب اوصاف و انقلاب ذات.
انقلاب اوصاف خیلی ساده است. انقلاب اوصاف این است که یک شیء در اوصافش انقلاب پیدا کند مثل اینکه یک شیء شیرین است ترش میشود، ترشاست شیرین میشود. این تغییر حالات، انقلاب اوصاف و انقلاب احوال است. در اینجا اشکالی نیست، برای اینکه یک ذات هست که در دو حالت محفوظ است؛ یعنی یک چیز است که شیرین بود، همان است که ترش شده است؛ نه اینکه یک چیزی شیرین بود و بعد یک چیز دیگری ترش شده است. اگر حالا یک چیزی شیرین باشد و یک ساعت دیگر یک چیز دیگر ترش شود این که انقلاب نیست.
پس شرط انقلاب این است که در دو حالت منقلب عنه و منقلب الیه یک اصل