مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٢٧ - حل شبهه مجهول مطلق
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٦٢٧
استاد: آری، باید باشد. آنچه که باید باشد همان معقولات ثانیهای است که ما گفتیم و گفتیم یکی از معجزات فلسفه اسلامی است که در باب شناخت مشکل را حل میکند، به این معنی که ذهن یک سلسله معانی انتزاع میکند که مستقیما از عین نگرفته است؛ از عالم عین معقولات اولیه را میگیرد و بعد در ظرف خودش از این معقولات اولیه معقولات درجه دوم- آن هم دو نوع معقول درجه دوم- میگیرد که با اینکه این معقولات درجه دوم به طور مستقیم از عین گرفته نشدهاند به طور غیر مستقیم با عین قابل انطباق هستند، این است که شناخت درست میشود.
- پس بالاخره منشأش عین خارجی است.
استاد: منشأش عین خارجی است ولی نه به طور مستقیم. اتفاقا همین جور هم هست که منشأش عین خارجی است. «منشأش عین خارجی است» به آن نحو که هیوم گفته است، نه به آن معنا که حسیون میگویند که اینها مستقیما از عین آمده و همهشان معقول اولی است. نه، هرگز چنین چیزی امکان ندارد.
- آنها هم هیچ وقت چنین حرفی را نزدهاند.
استاد: چرا، همین حرف را میزنند.
- آنها میگویند ذهن خودش میتواند انتزاع بکند.
استاد: نه، آنها حداکثر از انتزاع، «تعمیم» را گفتهاند؛ بیش از تعمیم را اصلا عنوان نکردهاند.
بازگردیم به ادامه بحث: و اما اینکه میگوییم این معقولات ثانیه از خارج گرفته نشدهاند یعنی اینها صورت اشیاء در خارج نیستند که معقول اولی باشند. اینها انعکاس صورت اشیاء در خارج نیستند. انعکاس صورت اشیاء در خارج یعنی همان معقولات اولی. ضرورت، امتناع، عدم، امکان، علیت، همه اینها که مقولات کانت هستند جزء معقولات ثانیه به شمار میروند، منتها کانت در اینجا میان معقولات ثانیه منطقی و فلسفی تقریبا یک نوع خلطی کرده است. حتی خود مفهوم «وجود» از این قبیل است. عجیبتر خود مفهوم وجود است. وجود یک مفهوم عامّی است که امکان ندارد که این مفهوم از راه حس به ذهن ما بیاید. اشتباه نشود، به این معنا وجود را حس نمیکنیم که مفهوم وجود [ابتداء] به ذهن ما نمیآید؛ همیشه معانی [گوناگون] به ذهن ما میآید با اینکه همه را از وجود گرفتهایم. از وجود، ما صورتی میگیریم، که آن صورت عین مفهوم وجود نیست. اینجا مفهوم سفیدی را میگیریم، آنجا سیاهی را میگیریم، گرمی را میگیریم، سردی را