مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٣٣ - مثال اول کلی و جزئی
مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ٩، ص٣٣٣
با یکدیگر خلط کردهاید. اگر ما این حالت روانی را میگوییم کیف است، این یک نوع «است» است، یک نوع حمل است و اگر میگوییم این همان ماهیت شیء خارجی را دارد (و مثلا کم است یا جوهر است) این نوع دیگری از حمل است. اشکال معروف، ناشی از خلط میان دو نوع حمل است که یکی حمل اولی ذاتی است و دیگری حمل شایع صناعی. و اساسا این مسأله دو گونه حمل نه تنها در اینجا به درد میخورد بلکه در جاهای دیگر هم به کار میرود؛ یعنی اگر ما به این دو گونه حمل توجه نداشته باشیم در جاهای دیگر هم دچار اشتباه میشویم؛ و لهذا در باب تناقض گفتهایم که علاوه بر آن هشت وحدت معروف، وحدت حمل هم شرط است. حال ببینیم این مسأله وحدت حمل که میگویند چه مسألهای است.
میگویند در آن واحد یک محمول برای یک موضوع میتواند ثابت باشد، یعنی آن محمول بر آن موضوع صدق کند و حمل بشود و در همان آن همان محمول از همین موضوع میتواند سلب بشود و این تناقض هم نیست؛ یعنی اگر به دو گونه حمل باشد؛ یکی حمل اولی ذاتی باشد و دیگری حمل شایع صناعی، تناقض نیست.
مثالی هم برایش ذکر میکنند.
مثال اول : کلی و جزئی
مثالی که در اینجا ذکر کردهاند این است که شما مفهوم جزئی را در نظر بگیرید، مفهوم کلی را هم در نظر بگیرید. میدانیم که ما مفاهیم ذهنی را تقسیم کرده و میگوییم مفهوم بر دو قسم است: یا قابل صدق بر کثیرین است و یا قابل صدق بر کثیرین نیست. اگر قابل صدق بر کثیرین باشد اسمش را میگذاریم «کلی» و اگر قابل صدق بر کثیرین نباشد اسمش را میگذاریم «جزئی». و از طرفی میدانیم که خود همین مفهوم «کلی» هم یک مفهومی است و مفهوم «جزئی» هم خودش یک مفهومی است- برای اینکه شما میگویید مفهوم یا قابل صدق بر کثیرین هست یا قابل صدق بر کثیرین نیست؛ همین قابل صدق بر کثیرین بودن خودش یک چیزی است، یک مفهومی است- و بلکه خود مفهوم «مفهوم» هم یک مفهومی دارد. یک وقت ما میگوییم «هر مفهومی» که مقصود یعنی مفهوم انسان، مفهوم حجر، مفهوم فرس، مفهوم زید، عمرو؛ ولی خود همین لفظ «مفهوم»، نفس همین «مفهوم» هم یک